تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
اول اقتدار اين سلسله را مىتوان گفت كه از سنهء هفتصد هجرى است كه هزار و سيصد عيسوى است و اعقاب وى صاحب اقتدار شده ، بايزيد به عزم تسخير قسطنطنيه كمر بست ، اما خبر حركت تيمور به او فهمانيد كه بايد در حفظ جان خود بكوشد و از ملك ديگران چشم بپوشد . بايزيد نبيرهء عثمان است و پادشاه چهارم عثمانى به تلون مزاج و ظلم و بيداد موصوف بود ، لاكن در بعضى از محاربات ثباتى وافر و شجاعتى باهر ظاهر نموده و ، چون بسيارى از اوقات در غايت سرعت از يك حد ملك خود لشكر به ديگر حد مىبرد ، لقب ايلدرم يافت . و ايلدرم در تركى به معنى برق است .

محاربه امير تيمور گوركان با سلطان بايزيد در انگوريه و شكست بايزيد

يكى از مسئولات تيمور از بايزيد اين بود كه قرايوسف تركمان كه به او پناه برده بود ، به گماشتگان او سپارد . و چون بايزيد از قبول مسئولات وى سرباززد ، جنگ شروع شد ، تا بالاخره در محاربه‌اى كه در نزديكى انگوريه واقع شد ، مغولان منصور و تركان مخذول شده ، كار بايزيد تباه گشت . مروى است كه تركان را پيش از آنكه به حرب اقدام كنند ، از رنج سفر و مشقت عطش به حدى رسيده بودند كه مقاومت [ آنها ] ممكن نبود . و عرق غيرت بايزيد نيز وقتى به حركت آمد كه دست لشكريان از حركت افتاده و كارشان از دست رفته بود . از بالاى بلندى كه به‌جهت ملاحظهء جنگ‌گاه رفته بود ، پائين نيامد مگر وقتى كه كار لشكر از چاره گذشته بود ، و چون حالت يأس بر عقل غلبه كرد ، خود را در ميان غنيم انداخته ، بعد از اظهار شجاعتى بيهوده گرفتار گشته نزد تيمورش بردند . بنابر مورخان ايران ، تيمور وى را غايت تعظيم كرده نوازش نمود و فرمود تا اسباب آسايش وى را آماده سازند . تا يك سال يا زياده كه در لشكرگاه بود به احترام با وى سلوك نمودى . گويند سبب فوت بايزيد اندوه زيادى بود كه به‌سبب اين مصيبت بر خاطر