وى استيلا يافته ، و چون بيمارى صعب بر مزاج وى طارى گشت ، آنچه « 1 » دوا و علاج بر وى عرضه نمودند ، قبول ننمود .
اين حكايت بنابر قول مورخ چاپلوس او شرف الدين على يزدى است ، لاكن ابن عربشاه كه مؤلف تاريخ تيمور است در عربى ، بر خلاف اين مىنويسد و مىگويد كه : تيمور بايزيد را در قفس آهنين محبوس نمود .
القصه ، بايزيد شكست يافت ، ممالك وى به تصرف مغولان درآمد . و قبل ازين فتح احكام تيمور بر بلاد شام و مصر و سواحل درياى روم و بغاز قسطنطنيه جريان يافته بود ، و هر شهر كه در مقابلت مقاومت نمود ، آتش بيداد در آن افروختند ، و خرمن عمر اهالى آن را به شمشير آتشبار سوختند . چون به مسامع تيمور رسيد ، كه دولتى عظيم در ازمير جمع است ، درصدد تسخير آن برآمد . گويند در عرض پانزده روز آن شهر فتح شد ، و حال اينكه بايزيد هفت سال در تسخير آن شهر رنج برد [ ه بود ] و ازين فرق ما بين لشكر مغول و ترك را مىتوان قياس كرد .
شرف الدين على قصهء اين محاصره را به تفصيل مىنويسد و گويد : به همان قسم كه در فتح تكريت نقب زدند ، با اين شهر نيز همان نوع سلوك كردند . و اگرچه محصورين غايت جلادت به كار بردند ، اما بالاخره بهجهت كثرت لشكر تاتار مغلوب گشته ، بجز معدودى كه به شنا خود را به كشتىها رسانيدند ، همه به قتل رسيدند .
و چون تيمور از بلاد شام مراجعت كرد ، جمعى كثير از قبايل اتراك را كه در آن سرزمين توطن داشتند ، كوچانيده بعضى را به ماوراءالنهر و برخى را به ايران فرستاد .
هامش
( 1 ) - در اصل : و آنچه .