يكى از مصنفين گويد كه : در اين جنگ سپاه تيمور بهسبب عدم ذخيره و قلت عدد ، چنان پاى عزيمت از جاى برده بودند كه هزيمت متيقن بود ، اما سردار محيل ، علمدار لشكر توقتمش خان را رشوه داده ، و در حين جنگ ، علم را سرنگون نمود . و لشكر به خيال اينكه سردار ايشان كشته شد ، روى به گريز آوردند .
يورش امير تيمور به بلاد روس و چركس
بعد از آن لشكر به ممالك روس كشيده تا مسكو رفت و آن شهر را گرفته تاراج كرد . شرف الدين على گويد :
سپاه تاتار از اين جنگ عددى كثير از زنان و دختران نيكو شمايل آوردند . « 1 »
سال ديگر استراقان « 2 » را خراب و گرجستان و بلاد چركس را غارت نموده ، جميع قلاع مستحكمهء آن صفحات را متصرف شد .
مسخر نمودن امير تيمور هندوستان را
بعد از فتوح مزبوره به سمرقند مراجعت نموده عزم تسخير هندوستان نمود . اغلب امرا بر خلاف اين معنى ، راى زدند و گفتند كه : اگرچه هند را مىگيريم ، لاكن اگر اقامت نمائيم ، نسل ما ضايع شود ، و احفاد ما بهسبب هواى گرم ، مزاج سست و زنانه پيدا كنند . تيمور گويد كه : در اين باب استخاره از قرآن كردم ، اين آيه آمد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ .
« 3 » و بدين سبب امرا راضى شدند . و هم او گويد : چون مجموع لشكر من نود و دو هزار سوار بودند ، موافق و مطابق عدد اسم محمد اين عدد را به فال نيكو و مبارك گرفتم .
هامش
( 1 ) - در نسخه سبع 1323 ه هند : اسير گرفتند .
( 2 ) - هشدر خان معروف است و حاجى ترخان مىنويسند ( ح )
( 3 ) - سورهء توبه ، 73 .