در خيلى قليل وقت ، پنجاه و دو پا و نيم كه سىپنج ذراع باشد ، سنگ را شكافتند . و ساير عساكر جميع به همين نوع اشتغال مىورزيدند .
مروى است كه هفتاد و دو هزار كس تا چند روز على الاتصال به نقب بريدن و كوه كندن مشغول بودند . ازين مىتوان قياس كرد كه استحكامات تكريت چهقدر بوده است .
بالجمله ، چون كار نقب زدن قريب به اتمام رسيد ، ما بين محصورين و محاصرين از مصالحت سخنى رفت ، لاكن صورت نگرفته ، محاصرين را در گرفتن قلعه اجتهاد و اشتداد ازدياد پذيرفت . تيمور حكم كرد تا نقبها را پر از هيمه و نفت كنند .
از تواريخ روميان معلوم مىشود كه ، اين نوع نقب كندن به جهت گرفتن قلاع در ايشان بوده است . چنان كه يا نقب را تا ميان قلعه برده از وسط آن جمعى در شب سر برآورده بدون خبر دروازها مىگشودند ، و لشكر منتظر را داخل كرده قلعه را مىگرفتهاند يا اينكه زير ديوارها را چوبهاى قوى ستون نموده و نقبها را از هيمه و نفت پركرده آتش مىزدهاند . هيرودوتوس گويد كه : در عهد داريوش « 1 » ، ايرانيان اين شيوه را مىدانستند .
و بعضى از مصنفين فرنگستان را عقيده آنست كه مردم گريك « 2 » نقب زدن از اهالى شرق فراگرفتند .
القصه ، در شب بيستم محرم ، شانزده روز بعد از شروع محاصره ، نقبها را آتش زدند ، ابرى سياه از دود برخاست ، تا برق آتش به چوبهائى كه در زير ابنيه ستون كرده بودند رسيده به يك بار رعدآسا آوازى جگرشكاف نموده ، كوهها و ديوارها و بسيارى از بروج مستحكمه يكدفعه بر زمين افتاد ، و تاتاريان بدون توقف حمله برده پاى جلادت به درون قلعه نهادند . جنگى صعب روى داد .
چنان كه صاحب ظفرنامه گويد ، محاصرين از پى نام و محصورين از بيم جان ، داد مردى و بهادرى دادند . چنين مىنمايد كه اهالى قلعه پايدارى كرده كه در آن حمله فتح قلعه ميسر نشد . تيمور حكم كرد كه بقاياى ديوارها را نقب زده آتش
هامش
( 1 ) - در اصل : داريوس .
( 2 ) - در نسخه طبع 1323 ه هند : يونان .