بايد از عهدهء تقرير برنيامده باشد ، ولى وضع كلى كه عساكر تاتار قلاع مصونه را محاصره و مفتوح مىكردهاند ، در دست مىدهد .
ملخص سخن وى آنكه : تيمور اول لشكر را آراسته گردانيده به نواختن كوس جنگ حكم فرمود . بعد از آن سپاهيان قلعه را احاطه كرده به نقب زدن شروع نمودند ، و امر كرد تا منجنيقها و آلات سنگاندازى نزديك به ديوارهاى قلعه برپاى كردند ، و خيمهء خود را فرمود تا قريب به صفوف يورش زدند ، تا خود بنفسه تحريض و ترغيب لشكريان نمايد ، و حكم داد تا به هر نوع هست قلعه را به غلبه بگيرند ، تسخير قلعه در نظر از قبيل محالات مىنمود ، از آنرو كه ديوارهاى قلعه يا كوه بود ، يا اينكه هرجا شعب و شكافى بود ، چنان ساخته بودند كه در اتفاع و ثخن « 1 » و صلابت با كوههاى متصل فرقى نداشت
منقول است كه عساكر تاتار به جلد دستى و چابكى تمام نقب زده خود را به پايهء ديوار رسانيدند ، و يكى از امرا بر برجى حمله برده آن برج را از تصرف مستحفظين بيرون كردند ، و چون آن برج به تصرف درآمد ، به سهولت ساير باستينها به چنگ افتاده ، مستحفظين بروج به قلعه پناه بردند . بعد از آن ، على الفور حكم شد كه جميع لشكر به يكباره يورش ببرند .
و همچنين از صاحب ظفرنامه منقول است كه ، مهندسان اطراف قلعه را به افواج قشون قسمت نموده ، و قسمت هر طايفه را با خطوط قرمز معين كردند ، و دستور العمل نقب بريدن زير برجها و طايبه « 2 » و استحكامات را نوشته ، به دست امراى هر فوج دادند . نقب اول به عهدهء تومان كپك خان كه از افواج ميسره و به شجاعت و بهادرى از ساير لشكر امتياز داشتند ، محول شد ، و ارسلان كارفرماى ايشان بود . و چون به نوبت كار مىكردند ، بعد از ايشان تومان شاهرخ ميرزا پسر چهارم تيمور به جاى ايشان به كار مشغول شدند ، و چنان چابكدستى به كار بردند كه
هامش
( 1 ) - ثخن بالكسر و فتح خاء ، بمعنى حجم و سطبرى ( ح ) .
( 2 ) - طايبه ، همان تعبيه است كه ساختن چيزى عجيب باشد ( ش )