تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
زنند . باستيانى كه تومانهاى اللّه داد و امانچه در آن كار مىكردند ، از بيخ و بنياد برآمده ، حسن مجبورا با بقيهء ياران خود به قلعهء ارك كه آن نيز در غايت حصانت و استوارى بود ، پناه برد . امراى جلادت شعار زانو زده رخصت طلبيدند كه يورش برده ، آن قلعه را كه آخرين ملاذ دزدان بود ، به قهر و غلبه بگيرند ، و كار را به اتمام رسانند . امير راضى نشده فرمود آن حصار را نيز به نقب خراب سازند . در آن وقت اهل قلعه پيغام فرستادند كه ، اگر امير بر جان ايشان ببخشايد ، قلعه را به تصرف دهند . تيمور ازين مطلب سر باز زده گفت : اگر ايشان خود را بسپارند يا نسپارند ، من بعون اللّه اين مغارهء دزدان را با خاك يكسان خواهم كرد . سپاهيان را از اين سخن ، عرق غيرت بيش‌ازپيش در حركت آمده به جدوجهد هرچه تمامتر ، به قلعه‌گشائى كمر بستند ، و در بيست و پنجم ماه محرم كار فتح به انجام رسيد ، و حسن را با متابعان وى به نظر تيمور رسانيدند . بنابر قول شرف الدين ، تيمور رعاياى بىگناه را جدا كرده ، فرمود تا ايشان را آسيبى نرسانند . و لشكريان را بر امراى تومان قسمت نموده فرمود تا به شكنجه و عقوبت به سياست رسانند . و اين قسم قسمت معلوم است به جهت آنست كه ، لابد از هر فوجى چند نفر در جنگ كشته يا مجروح مىشود . و چون دشمنى به دست ايشان افتد انتقام خون مردان خويش كشند . گويند از رؤس كشتگان ، كلهء منارها ساخته ، و بر هريك نوشته بودند كه ، اين است جزاى راهزنان . و هم شرف الدين على يزدى گويد كه : چون فتح تكريت به انجام رسيد ، تيمور فرمود تا بعضى از طايبه‌ها و برجها را به حال خود باقى بگذارند ، تا به جهت علامت تسخير آن قلعه ، بر صفحهء روزگار به يادگار بماند . بعد از تسخير تكريت ، تاتاريان در اطراف عراق و جزيرة العرب و كردستان و گرجستان منتشر شده ، جميع آن بلاد را به حيطهء تصرف آوردند . توقتمش خان والى دشت قبچاق جسارت كرده سپاهى به تخريب حدود شيروان فرستاده بود . لهذا لشكر بر سر ملك وى كشيده و او را هزيمت داده از تاج‌وتخت برانداخت .