تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
و هم او گويد كه : آخر الامر ميرزا شاهرخ با آنكه هفده ساله بود ، بر منصور حمله برده و سر منصور را بريده نزد تيمور برده بر پاى پدر انداخت و وى را تهنيت گفت . تيمور پسران و نوئينان را در كنار گرفته مراسم شكر الهى بجاى آورد . و ايرانيان روى به گريز آوردند . شيراز مفتوح گشت . بقاياى آل مظفر گرفتار و عرضهء شمشير گشتند . امراى لشكر به تمشيت ممالك مفتوحه مقرر شدند . بر فرمان ايالت ايشان به عوض التمغاى پادشاهى ، شكل پنجهء سرخ مىنگاشتند ، و اين رسم سلاطين تاتار بود كه ، هر شهرى كه به جنگ و غلبه به دست مىافتاد ، به اين نشان امتياز مىدادند . پس از تسخير خطهء فارس ، لشكر قيامت اثر به جانب بغداد در حركت آمد . سلطان احمد ايلخانى در آن اوقات امارت آن ملك داشت ، و چون رعيت از ظلم و بيداد وى به جان آمده بودند ، در معاونت لشكر امير تيمور دم موافقت زدند ، لاجرم او گريخته ، بغداد و مضافات آن ضميمهء فتوحات تيمور گشت . و بعد از فتح بغداد ، عزيمت قلعهء تكريت را وجههء همت ساخت . و تكريت قلعه‌اى است قريب به دجله ، ما بين بغداد و موصل ، و بر قلهء كوهى واقع و ، به حصانت بنيان و استحكام اركان مشهور . بعضى از مصنفين برآنند كه ، بانى آن اسكندر است . و بعضى ديگر نسبت بناى آن را به سلاطين ساسانيه مىدهند . علىاىتقدير ، اين قلعه از قلاع قديمهء روزگار است ، و در آن ايام حسن نام ، يكى از امراى دزدان يا از دزدان امرا ، بر آن قلعه مستولى گشته دست تاخت‌وتاراج بر اطراف و حوالى گشاده ، و بدين سبب بنياد دهشت و هراس در ضماير ادانى و اعالى نهاده بود . چون خبر نهضت موكب امير بدان صواب گوش‌زد وى گشت ، دانست كه نه راه مفر است و نه جاى مقر ، لهذا از حيات مأيوس گشته به ترتيب آلات دفاع و تجهيز اسباب جدال و نزاع پرداخت . شرف الدين تفصيل وقايع را اين محاصره را مىنويسد ، و احتمال دارد كه چنانچه