تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
مرتبه بر قلب لشكر تيمور حمله برده به كلى شيرازهء نظم ايشان را از هم گسيخته متفرق گردانيد . منقول است كه منصور در آن گيرودار خود را به تيمور رسانيده تيغ حوالهء فرق وى كرد ، لاكن شمشير بر خود او كارگر نيامد - ولى چون بخت موافقت نكرد ، هنر مساعدت نتوانست نمود - در وقتى كه خود با جمعى به قلب سپاه تيمور حمله برد ، فرمان داد تا افواج جناحين نيز در حركت آيند ، اما ايشان گريخته و او را در ميان سپاه دشمن گذاردند ، تا بالاخره از پاى درآمد ، شاهرخ ميرزا پسر تيمور ، سر وى را بريده نزد پدر برد . شرف الدين كه خود در آن جنگ بوده مىنويسد كه : شاه منصور شمشير كين كشيده چون شير خشمناك بىباك مىآمد ، و هرچند خرد صواب‌انديش به هزار زبان به او مىرسانيد كه :
بترس ارچه ، شيرى ز شيرافكنان * دليرى مكن با دليرافكنان
لاكن به حكم سابقه نكبت اجل پردهء غرور به ديدهء بصيرت او فروگذاشت ، و در كوه پاتيله ، وقت نماز جمعه ، بر قلب سى هزار سوار ترك پرخاشجوى حمله كرده و قشونها را برهم زده صف سپاه بشكافت ، و به كوتلها كه در عقب لشكر واداشته بودند رسيد ، و از آنجا عطف عنان كرده مانند اژدهاى دمان روى به جنگ آورد . و از چهرهء وى معلوم بود كه اميد از حيات قطع كرده . تيمور با جمعى از خواص ايستاده ، نظارهء جلادت وى مىنمود . و شاه منصور بر او حمله برد . تيمور خواست كه خود با نيزه به مقابلهء او شتابد ، پولادچوره كه نيزه‌دار وى بود هزيمت نموده ، و تيمور ، با آنكه بيش‌از پانزده كس با او نمانده بود ، از جاى خود نجنبيد تا شاه منصور برسيد و ، دو نوبت شمشير بر خود او رسانيد ، لاكن هيچ ضررى به دو نرسيد و ، چون كوه راسخ هيچگونه تغيير به وضع او راه نيافت . عادل اختاجى سپرى بالاى سر وى گرفت و قمارى يساول كوششهاى مردانه نموده دستش به زخم شمشير از كار ماند ، انتهى .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 312 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت