رسيده از روى ضرورت بدان صوب نهضت فرمود . و پنج سال ديگر در ضبط و ربط ممالك خود و بسط حدود آن به اقصى بلاد تاتار اشتغال ورزيد . افواج منصورهاش بعضى به ديوار چين يورش برده ، و برخى در سواحل نهر ايرميش و رود ولگا شورش افكندند .
و چون ديگرباره به ايران معاودت نمود ، از راه مازندران رفته حكام آن اطراف و نواحى را منقاد حكم و مطيع فرمان نمود . و از آن جمله فوايدى كه بر خرابيهاى او مترتب شد ، استيصال طايفهاى بود كه نام فدائى بر خود گذاشته ، در ممالكى كه ما بين شمال و مغرب ايران واقع است ، به فتنه و فساد و قتلوغارت مشغول بودند . و هيچ شك نيست كه طايفهء مزبور ، از سلسلهء اسماعيليه بودند ، كه شرح احوالشان در ابواب سابقه مرقوم گشت .
در ابتداى سال ديگر عطف عنان به صوب بغداد داده ، جمعى از سپاه را از سمت آذربايجان و كردستان فرستاده ، و خود از طرف عراق به جانب خرمآباد و شوشتر در حركت آمد .
خرمآباد تقريبا تا كرمانشاه هشتاد ميل مسافت دارد ، مقام امراى اكراد فيلى است در پاى كوهى افتاده است ، و قلعهء سنگى در وسط شهر بر سر سنگ ، چنان كه مشرف بر اطراف است ساختهاند . عرض شماليش سى و سه درجه و سى و دو دقيقه است ، و طولش از جانب مشرق چهل و هفت درجه و چهل و سه دقيقه .
القصه ، بعد از تسخير بلاد مزبوره ، قلعهء سفيد را كه ذكرش در شرححال رستم مرقوم افتاد ، و كسى جز رستم آن را فتح ننموده بود . مسخر كرده جانب شيراز عنانريز گشت .
شاه منصور پسر سلطان زين العابدين بعد از رفتن امير تيمور به ماوراءالنهر جاى پدر گرفته و بيشتر ممالكى كه در سابق در تحت تصرف آل مظفر بود ، دوباره تسخير كرده بود . چون خبر ورود عساكر تيمورى گوشزد وى شد ، قريب سه چهار هزار سوار سراپا مسلح جمعآورى نموده به مقابلهء خصم شتافت ، و دو
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣١١