آغوش كرده پاى بر سرير سلطنت نهاد « 1 » ، تا يازده سال به استحكام بنيان حكومت و نظم و نسق امور و ضبط و ربط حدود و ثغور ، و همچنين تسخير بلاد كاشغر و خوارزم اشتغال داشت .
بعد از سرانجام مطالب مزبوره ، عزم تسخير خراسان از نهادش سر برزد .
و ممالك خراسان در آن اوقات در تحت حكومت ملك غياث الدين بود . و ملك غياث بعد از آنكه حركتى كالمذبوح كرده ، چون ديد تاب مقاومت ندارد ، از در اطاعت بازآمد . تيمور بر جان وى ببخشود ، لاكن در هرات و ساير ممالكى كه در قبضهء تصرف وى بود ، دست تعدى به مال مردم دراز كرده ، آنقدر گرفتند كه اهالى ديار را به قوت يكروزه محتاج ساختند .
بعد از آن قندهار و كابل مسخر وى گشت . لاكن بعضى از قلاع مستحكمه در اين بلاد و در اطراف و حوالى بايد در مقابلهء وى ثبات ورزيده باشند ، زيرا كه چهار سال انطفاى نايرهء طغيان خراسان و فتح سيستان و مازندران طول كشيد ، و جميع بلاد مزبوره با خاك يكسان شد . زيرا كه سيل قتل و غارت مغولان تاتار نه چنان « 2 » بنيان كن بود كه ، اطاعت اهالى آن ديار نيز سدى تواند واقع شد .
بعد از آنكه از قتل و تخريب و نهب و تعذيب اين ممالك به كلى بازپرداخت ، به عزم تسخير ايران از جيحون عبور كرده به آسانى نسل هلاكو را كه به ضعف و نفاق و تنآسانى افتاده بودند ، از ميان برداشته ، سلطانيه را كه مستقر سلطنت ايشان بود ، خراب كرد .
و پس از آن از رود ارس گذشته به گرجستان تركتاز نمود ، و خان لزگى و حاكم شيروان او را به اطاعت گردن نهادند .
در همان اوقات كه خود در اين صفحات به تسخير و تخريب بلاد و تضييق و
هامش
( 1 ) - جلوس امير تيمور گوركان روز چهارشنبه دوازدهم ماه رمضان سنه احدى و سبعين و سبعمائه موافق ايتئيل در سن سى و چهار سالگى در بلخ اتفاق افتاد ( ح ) .
( 2 ) - در اصل : نچنان .