القصه ، آوازهء تيمور بدين فتح بلند گشت ، و امير حسين به هر حيله خواست حريف خود را به دام آرد ، ممكن نشد . تا بالاخره بنا بر مصلحت طرفين و مخاطرهاى كه بهسبب عداوت ايشان متوجه مملكت بود ، امر به مصالحت انجاميد .
منقول است كه ، قبل از انجام اين مصالحه ، تيمور چند جنگ با خصم خود نموده و در همه فيروزى وى را بود . در يكى از آن جنگها است كه گويند تيمور لشكريان را خطاب كرده گفت : بهادران ، امروز روز وجد و رقص مردان است . بزم سرور مردان ، ميدان رزم است ، و هلهلهء ابطال و نعرهء كوسوكرناى ، آواز موسيقار ، و شراب ، خون دشمن .
بالجمله ، اين مصالحت چندان طولى نكشيد كه باز به منازعت و مكاوحت « 1 » انجاميد ، و بالاخره به قتل امير حسين منجر شد .
منقول است كه ، چون امير حسين را در بلخ كار از حيّز تدبير گذشت ، و غنيم بر وى غالب شد ، درخواست كرد كه او را بگذارند تا بقيهء عمر را به عزلت گذراند . تيمور مسئول وى را به اجابت مقرون داشت .
شرف الدين ، كه مورخ تاريخ تيمور است مىخواهد پردهاى در كار تيمور در باب قتل امير حسين بپوشد ، لاكن پردهاى كه او مىپوشد ، بسيار نازك است .
گويد كه : چون امير تيمور مسئول امير حسين را اجابت نمود ، امرا مصلحت نديدند كه بهسبب اين ترحم ، ملك را عرضهء مخاطرات كنند ، و نجات ملك و صلاح خلق را در قتل وى ديده ، يكى از امرا كه برادرش را امير حسين كشته بود به قتل او مبادرت نمود . اما اين خود پيداست كه ، اگرچه امير [ تيمور ] حكم نكرد ، ولى راضى بود به قتل دشمنى كه از فوت او پادشاهى ملكش به وى منتقل شد .
سلطنت امير تيمور
بعد از آنكه مملكت ماوراءالنهر او را مستخلص و مستصفى گشته خالى از اغيار ، با عروس ملك دست در
هامش
( 1 ) - مكاوحت : با هم جنگ كردن ، محاربه ، ستيزه ( معين ) .