مسجّل نمودند كه ، شمس الدين پدرش را زهر داد . بنابراين او را بجلاد سپردند .
چنين مىنمايد كه ، دليلى واضح بر تقصير وى نيست ، و قتل او سبب طعن و ملامت بر سلطان گشت .
بعد از قتل شمس الدين ، امير بوقا كه خصم وى بود ، چنان صاحب اقتدار گشت كه سوداى پادشاهى پخته ، درصدد آن برآمد كه آزمايشى كند ، اما پيش از آنكه به تخت رسد ، به تختهاش كشيدند .
پس از وى شخصى يهودى كه در تاريخ اهل شرق به سعد الدوله مشهور است ، و در مبادى حال طبيب بود ، به سبب حسن محاورت و آداب معاشرت ، در خاطر ارغون رسوخى پيدا كرده بود ، پاى بر دست صدارت نهاد و كمال اختيار و اقتدار حاصل كرد . در ايام وزارت وى عيسويان را كار بالا گرفت و كوكب اقبال مسلمين راجع گشت « 1 » ، تا كار به جائى رسيد كه اهالى اسلام را در هيچكار معتبر ، مداخلت نماند ، بلكه حكم شد كه در دربار شاهى حاضر نشوند .
آمدن سفير پاپ نكولاى چهارم به دربار ارغون خان
و چون پاپاى روم نكولاى چهارم ، سفرا به دربار ارغون فرستاد تا اظهار امتنان از عنايات ايلخان نسبت به پيروان دين مسيح نمايند ، يكى از مؤلفين اسلام مىنويسد كه مؤمنين از اين معنى بر خويش لرزيدند ، كه مبادا خانهء مقدس كعبه را كليساى نصارى كنند . اما فوت « 2 » ارغون قطع بيم و اميد طرفين كرده ، و هنوز بدنش سرد نگشته بود كه گرمگرم خون سعد الدوله ريخته شد .
چون ارغون از معمورهء وجود به مطمورهء عدم خراميد ، و از زبر اورنگ
هامش
( 1 ) - راجع گشت كوكب . . . - ستارهء بخت و شانس برگشت و بدشانسى به آنان روى كرد .
( 2 ) - مدت سلطنت ارغون خان هفت سال بود . ( ح )