تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣

سلطنت سلطان احمد « 1 »

بعد از فوت اباقا امرا مجمعى كرده و برادرش نكودار را به پادشاهى اختيار كردند . گويند كه : وى در جوانى دين عيسى قبول نموده و غسل تعميد يافته و نام نيكولا بر خويش گرفته بود ، ولى مصلحت ملكى يا عقيدت باطنى سبب شد كه دين محمدى را بر كيش عيسوى اختيار نموده و خود را احمد خان نام گذاشت . و چنان در مذهب جديد اظهار تعصّب كرد ، كه حكم داد تا جميع كليساها و معابد نصارا كه در اطراف و اكناف مملكت بود خراب ، و عيسويان را از محوطهء مملكت اخراج نمايند . اما اين تدبير سبب زوال وى شد . امراى مغول اگرچه عيسوى نبودند ، ولى سالها با اين طايفه در دوستى زيسته و ، كينهء مسلمين نيز علاوه گشته شكايت به دربار قبلا قاآن ابن منكوقاآن كه در آن وقت بروسادهء خانيّت ممالك تاتار متكى بود ، برده نايرهء غضب قاآنى را به حركت آوردند . و اول كسى كه شاكى شده بود ، برادر خود سلطان احمد بود . و احمد از اين معنى مطّلع شده برادر را به قتل رسانيد . و همچنين برادرزادهء خود ارغون را نيز گرفت ،

سلطنت ارغون خان

اما ارغون به مدد امراى مغول استخلاص يافته ، سلطان احمد را از تخت محروم ، و از عمر مأيوس ساخت . ولى نام سلطنت بر خويش نگرفت ، تا اينكه خبر فوت احمد خان به تاتار رسيده ، از قبل قبلا قاآن منشور پادشاهى ايران و عربستان و شام به وى رسيد . از عهد ارغون خان بن اباقا خان ، چنان وقايعى در دست نيست . شمس الدين را كه از كار دست كشيده به اصفهان رفته بود ، و از آن‌جا خيال عزيمت هندوستان داشت ، طلبيده و دوباره بر سر كار آورد . اما هنوز بر امرى قيام نكرده بود كه حسّاد وى بر ارغون
هامش
( 1 ) - مدت سلطنت سلطان احمد دو سال و سه ماه بود ( ح ) .