و هنوز عمارت رسد ناتمام بود كه كوكب طالع هلاكو خان به قاطعى رسيده ، اجل موعود از مرصد « 1 » تقدير كمين بگشاد ، انتهى .
هلاكو در مراغه و به قول صاحب حبيب السير ، از مراغه كوچ كرده و در منزل جغتو رخت به ديگر سراى كشيد .
پادشاهى اباقا خان
پسرش اباقا خان به حكم وراثت ، صاحب تخت و رايت گشت ، و او پادشاهى بود كه عقل و شجاعت و رحم و عدالت با هم جمع داشت . اول مطلب او اين بود كه خرابىهائى كه در زمان پدرش از دستاندازى سپاه به عباد و بلاد رسيده بود ، به اصلاح آرد . و به اين سبب قانونى به جهت حركات عساكر احداث ، و در اجراى آن قدغن اكيد فرمود .
در ايام حكومت دو جنگ بزرگ با لشكر تاتار كرد : يكى با بركه خان كه از نسل جغتا بود ، و از دشت قبچاق با لشكرى گران به گرجستان رسيده ، كنار نهر كر را مضرب خيام ساخت ، لاكن پيش از آنكه طرح جنگ اندازد ، چنگ اجل گريبانش گرفته كار بر وى تنگ ساخت . و چندسال بعد از آن واقعه ، براق اوغلان كه هم از نژاد جغتاى بود ، با جنودى نامعدود از جيحون عبور كرده اضلاع خراسان را بر باد نهب و يغما داد ، و در نزديكى هرات ما بين او و اباقا جنگ سلطانى واقع شده شكست بر وى افتاده ، سلامت در گريز ديد . از ستيز روى برتافت .
بنابر قول حبيب السير ، جنگ اول قبل از فوت هلاكو واقع شد ، و به سبب مصيبتى كه در آن جنگ روى نمود ، اندوهى عظيم بر ضمير ايلخان استيلا يافت .
علىاىحال شكستى كه در شام به سپاهى كه مصحوب برادرش منكو تيمور فرستاده بود رسيد . و حيلهائى كه ما بين امراى دربار خويش ظهور نمود ، در اواخر عمر ،
هامش
( 1 ) - مرصد : جاى انتظار و نگاهداشت ، و بالكسر ، راه فراخ باشد ( ح ) .