صفاى وقت اباقا را مكدر كرد .
جمعى برآنند كه شمس الدين وزير وى را مسموم ساخت . و سبب اين بود كه :
بعضى از حسّاد و اعداى وزير ، در حضرت پادشاه درجهء اعتبار حاصل كرده ، به نوعى كه نزديك بود كه پاى وى را از دست وزارت چندينساله بلغزانند ، بنابرين شمس الدين بدان امر اقدام نمود .
در شمايل اخلاق و مكارم صفات و محامد ذات اباقا خان اتفاق كلمهء ائمهء تاريخ شرق است . ولى بعضى برآنند كه در اواخر ايّام حيات در شرب خمر افراط مىكرد ، چنانچه از حبيب السير منقول است كه ، از كثرت شرب صحّت مزاج وى روى در تراجع نهاد و ، عارضهء قوى بر مزاجش طارى گشت . روزى در حالت ضعف بر كرسى افتاده به خواب رفته ، كه در آن اثنا غرابى آواز داده او را بيدار ساخت . از آن صورت تطيّر نموده ، چنان واهمهاى بر وى مستولى شد كه درحال جان بداد « 1 » .
از جملهء افاضلى كه معاصر وى بودند جلال الدين مشهور به رومى است . و اگرچه تولّد وى در بلخ بود ، ولى در آناطولى مىزيست .
و همچنين شيخ سعدى شيرازى گويد كه : به صحبت اباقا خان رسيده است .
نام اباقا خان در اهالى غرب نيز مشهور است . دختر ميكائيل قيصر روم را كه نامزد پدرش هلاكو بود ، وقتى به مراغه رسيد كه هلاكو عروس حيات را وداع گفته بود . لهذا اباقا خان او را خطبه نموده به سراى برد .
اين كيفيّت و مرابطهء وى با بعضى از سلاطين فرنگستان در محاربهء شام و مصر سبب اين شد كه ، او را عيسوى دانستند . لاكن دليلى خاطرخواه برين مطلب نيست . و محقق است كه در باطن هرچه اعتقادش بود ، هرگز در ظاهر اقرار به اين شريعت نكرد .
هامش
( 1 ) - مدت سلطنت اباقا خان هفده سال بود ( ح ) .