تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
كار وى در ايران ، چنانچه مذكور شد ، استيصال ملاحدهء اسماعيليه و استخلاص خواجه نصير الدين طوسى است ، كه از اين معنى جميع اهالى مملكت را قرين امن و اطمينان و رهين برو امتنان ساخت . گويند كه : در خلاصى نصير الدين فرحى بر وى دست داد و او را به مصاحبت خويش نگاهداشته ، و همواره در غايت اعزاز و اعتماد با آن فيلسوف بزرگوار سلوك نمودى . منقول است كه هلاكو بعد از تسخير ايران ، عزم قسطنطنيه كرد ، اما نصير الدين وى را از اين اراده مانع آمده به فتح بغداد تحريض نمود . و چون منجمى مشهور بود و گفت حكم كواكب است كه رياست از آل عباس به خاندان چنگيز نقل شود . بناء عليه ، هلاكو فسخ عزيمت نموده رايت اقبال وى به جانب بغداد در اهتزاز آمد . و به زودى بهانه‌اى به جهت جنگ يافته شد ، به اين معنى كه گفتند : بر مستعصم لازم ، بلكه واجب بود كه در استيصال ملاحده كه دشمنان خدا و خلق بودند ، لشكر تاتار را مدد دهد . و چون اين معنى از وى صورت نگرفت ، لياقت امامت مؤمنين ندارد . بهادران مغول به جانب بغداد در حركت آمدند ، و چنانچه جمعى از مورخين برآنند ، مستعصم فريب وزير خود را خورده در استعداد حرب نكوشيد ، و خواست كه سدى از لعنت در مقابل حريفى كه هم بر وى و هم بر دين وى مىخنديد ، ببندد . عادتا مورخان هر ملك از دست رفتن مملكت را نسبت به خيانت اشخاص مىدهند نه به ضعف حكومت . تقريبا جميع مؤلفين اهل اسلام برآنند كه ابو طالب وزير مستعصم شيعه بود و به سبب تعدى و اجحافى كه بر اين طايفه مىرفت ، با خليفه عداوت مىورزيد ، و خليفه را خواب خرگوش داده تا وقتى كه شد آنچه شد . ولى بر كسى كه تدرب در امور دارد ، واضح است كه اين‌گونه چيزها اسباب خرابى بغداد در دست سپاه مغول نمىشود . فتح بغداد و قتل اكثر سكنهء آن ملك ، كشته شدن مستعصم و پسرانش ، تسخير بقيهء بلاد ايران و جزيرة العرب و شامات ، كه همه در يك سال اتفاق افتاد ، سلطنت را از خلفاى عرب به امراى تاتار نقل كرد . كاين دولت و ملك مىرود دست‌بدست .