تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
شكسته شد ، پس چند تير منضما به ايشان داده همان حكم كرد ، چون از شكستن آنها عاجز شدند ، فرمود نفاق و اتفاق ملت را همين مثل است كه ، چون نفاق ورزند به سهولت دستخوش مصايب شوند ، و چون اتفاق آرند دست تطاول اعدا از ايشان كوتاه باشد . همه سر اطاعت بر زمين نهادند و به قبول وصاياى او ميثاق بستند .
دمى چند بشمرد و ناچيز شد * به سخره جهان گفت كو نيز شد .
هفتاد و سه سال عمر يافت ، و به هريك از چهار پسر خود ، مملكتى وسيع به ميراث گذاشت . اگرچه چنگيز را پسران ديگر بسيار بودند ، لاكن چهار پسر در ايام حيات وى به مناصب ارجمند ، و بعد از فوت به معارج سلطنت ارتقا يافتند . گويا به‌سبب اينكه ، از طرف مادر بر ساير فرزندان رجحان داشتند ، زيرا كه در همهء خواتين پنج‌نفر « 1 » به اعزاز و اكرام امتياز داشتند . و از آن پنج برته قوچين دختر ذى نويان كه اين چهار پسر از وى بودند به مزيد عنايت و رعايت مخصوص بود . بالجمله ، چنگيز خان ممالك دشت قبچاق را به پسر بزرگ خود جوجى خان گذاشته ، لاكن جوجى خان چند ماه قبل از فوت پدر به عالم ديگر شتافت . و پسرش باتو خان وارث امارت گشت . و بعد از آن به تسخير بلاد پرداخته ، روس و بلغار را مسخر كرد . و لشكر به صفحات فرنگستان كشيده ، در پولند و مراويا و الماطيه ، خرابيهاى بسيار نموده به خيال تسخير قسطنطنيه به جانب بلاد هنكاريه شتافت ، لاكن لشكر مرگ بر سرش تاخته به عالم ديگرش فرستاد . بعد از فوت چنگيز خان ، پسر بزرگش اوكتاى بر بلاد تاتار و ممالك شماليهء چين بر مسند خانيت متمكن گشت . و او پادشاهى بود به صفات « 2 » حميده و
هامش
( 1 ) -وزين پنج خاتون بافر و گاه * فزون بود هم بر ته قوخين به راه كه از شاه فرزند بسيار داشت * چه زو پنج دختر پسر چار داشت .( ح ) . ( 2 ) - در اصل : صفحات .