در ميان قبايل تاتار اتفاق مىافتاد ، و يكى از اسباب فيصل اين امر ، مواصلت و مناكحت طرفين بود . و چنگيز خان به جهت تقويت اين معنى فرمود كه : در صورت فقدان فرزند حى عقد مناكحت ما بين فرزندان ميت بندند و نسبت قرابت بر همان وضع كه در حال حيات طرفين محقق مىشد . گويند تا هنوز اين رسم در ميان مغول تاتار جارى است . عقدنامه را نوشته در آتش مىاندازند ، به اين عقيده كه دود آن به اطفال رسيده و در عالم ديگر زفاف خواهد شد .
اين است بعضى از اصول قواعدى كه او نهاده است . قوانين وى كامل نيست لاكن به حال جمعى كه به جهت ايشان وضع شده است ، مناسبت تمام دارد . و قوانين مزبوره را اعقاب و احفاد وى كه بعد ازو به معارج رياست ارتقا جستند ، رعايت مىنمودند . احتمال دارد تا زمانى كه سلاطين مغول به دين اسلام درآمدند ، جارى بود .
يا ساى لشكر وى نيز نقلى ندارد .
لاكن به جهت عساكرى كه در تحت حكم وى بودند ، خوب بود . سپاه منقسم به تومانهاى متعدده مىشد ، و تومان عبارت از ده هزار است و ، هر تومانى را سردارى معين و ، هر تومان منقسم به دو قسم مىشد و ، هر فوجى را سرهنگى ، و همچنين هر فوج منقسم به دو دسته و ، هر دسته منقسم به ده جوقه ، كه هر دسته عبارت از صد و ، هر جوقه ده نفر باشند . و بر هر دسته و جوقهاى يك يوزباشى و دهباشى مقرر . و جميع صاحبمنصبان از امير تومان تا دهباشى ، نامشان ثبت و متكفل امور تبعهء خود بودند .
و به جهت هريك از چهار پسر خود ، اردوئى مقرر بود ، كه هر اردوئى متضمن چندين تومان لشكر بود .
و در باب غنيمت كه از غنيم به دست مىافتاد ، نظم و نسق شديد بود . كسى بدون حكم غارت نمىتوانست كرد ، ولى چون حكم صادر مىشد ، هركس آنچه به چنگش مىافتاد ، ديگرى را در آن تصرفى و مدخلى نبود ، و در اين باب سرباز
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: سر جان ملكم
ص٢٧٢