پنجم اتابك قراچه كه مدرسهاى در شيراز و قصرى در طرف كوهى ساخته و نام آن قصر تخت قراچه نهاد .
لاكن اين عمارت خراب شد ، و آقا محمد خان عمارتى در پهلوى آن بنا كرده ، و فتحعلى شاه كه حال فرمانروا است آن را به اتمام رسانيده نام آن را تخت قاجاريه نهاد .
ششم اتابك منكوس است كه از وى همانقدر خبر هست كه مدرسهاى در شيراز بنا كرده و در آن مدفون است .
هفتم بوزابه است كه گويند حاكمى عادل و عاقل بود .
بعد از فوت بوزابه كه آخرين اين حكام است ، اتابك مظفر الدين سنقر كه از احفاد سلغر است ، بر مسند رياست برآمده دم از استقلال زد ، و از سلجوقيان حسابى برنگرفت . لشكرى بر سر وى فرستاد شده شكست يافت . و احكام او بر بلاد كرمان نيز جارى گشت .
در زينة التواريخ گويد كه ، در عهد وى جميع ممالكى كه در تحت حكم اين پادشاه عالىمقدار بود ، آباد و معمور گشت ، على الخصوص شيراز كه مقر عزت و مستقر سلطنت اين خانواده بود .
بعد از فوت وى ، برادرش مظفر الدين زنگى رياست يافت ، و در زمان وى مملكت آرام و مردم شادكام بودند .
و چون وى درگذشت ، پسرش تكله برجاى وى قايم گشت و وزارت وى به خواجهء صالح امين الدين كازرونى مفوض .
و بعد از وى برادرش سعد ، وارث ملك گشته لشكر به اصفهان كشيده آن ولايت را مسخر ساخت و جمعى از معتمدين سكنهء آنجا را به شيراز برد .
آوردهاند كه ، وقتى از شيراز به عزم زيارت خليفه جانب بغداد حركت كرده و قريب به نواحى رى با سپاه سلطان محمد خوارزمشاه برخورد ، و با اينكه با وى از هشتصد نفر بيش نبود ، على الفور بر ايشان حمله كرده و ايشان را متفرق ساخت .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: سر جان ملكم
ص٢٥٣