اتابك ابو بكر بن سعد برجاى پدر برآمد ، و او الحق پسرى بود از هر جهت شايستهء آن پدر .
صاحب زينة التواريخ گويد كه : بحرين و جميع جزاير خليج فارس به تصرف وى درآمد . در بدايت حال سفيرى با هداياى نفيسه به خدمت چنگيز خان فرستاده ، دم از دوستى و هواخواهى زد . چنگيز خان را اين صورت خوش افتاده هداياى وى را قبول نموده لقب قتلقخانى به وى فرستاد . و بدين سبب در وقتى كه خرابى از عساكر مغول به اطراف ديار فارس رسيد ، آن مملكت از بليهء عام معاف ماند .
و اين كار دلالت مىكند كه ، اتابك پيشبينى و مآلانديشى غريبى داشته است .
و در ايام حكومت او كه طولى كشيد ، مملكت وى روى در ترقى داشت .
و چون دار فانى را گذاشت ، پسرش سعد ثانى كه بنابر قول زينة التواريخ در آن اوان در لشكر هلاكوخان بود استحضار يافت . بر جناح استعجال به جانب دار الملك موروث در حركت آمد ، لاكن پيش از آنكه به شيراز رسد ، بيمارى عارض وى شده بدان درگذشت .
پسر خردسال وى را به مسند برآورده ، زمام ادارهء مهام را به رأى تركان خاتون مادر طفل كه به حسن طلعت و اصالت نسب و سخاوت مفرط امتياز داشت ، حواله نمودند . خزاينى كه اين خانواده به سالها جمع كرده بودند ، همه را به اصدقاى همگنان و لشكر و سپاهى بخشيد . لاكن بعد از دو سال و نيم از فوت « 1 » فرزندش كه از بام سراى افتاده برجاى سرد شد ، رخنهء عظيمى در بنيان حكومت وى انداخت .
يكى از سلغريان كه نام وى محمد بود ، به اتابكى برداشتند ، ولى تركان را حركات وى مطبوع نيفتاده او را مقيد نموده به هلاكو خان فرستاده ، و برادر وى سلجوق را از قيد بيرون آورده به حكومت نشانيد .
سلجوق شاه چنين مىنمايد كه در مبادى حال سيرتى نيك ظاهر كرده و تركان خاتون را نيز به حبالهء ازدواج آورد . لاكن چندى بعد صاحب زينة التواريخ
هامش
( 1 ) - در اصل : كه .