قتلق را از اين خيانت فايدهاى عايد نگشت ، زيرا كه اندك مدتى بعد از اين واقعه ، با يكى از امراى خوارزم نزاع كرده به قتل رسيد .
بعد از اتابك ابو بكر ، برادرش اتابك مظفر بر آذربايجان و غالب صفحات عراق مستولى گشت . و چون پانزده سال از حكومت او گذشت ، سلطان جلال الدين خوارزم شاه به جانب آذربايجان عنانريز گشته و آن مملكت را تسخير نمود .
مظفر به قلعهء النجق پناه برده و هم در آن قلعه آفتاب حيات وى و اقتدار خاندان ايلدكز به كسوف ابدى گرفتار گرديد .
اتابكان فارس
اتابكان فارس از نژاد سلغرند ، و سلغر يكى از امراى تركستان بود و در خدمت سلاطين سلاجقه به مناصب ارجمند رسيد . عاقبت تربيت يكى از نوباوگان بوستان پادشاهى را به وى گذاشته ، لقب اتابكى و حكومت فارس و نواحى آن ملك را ضميمهء لقب و تميمهء « 1 » منصب وى ساختند .
مادام الحيات خود حاكم آن نواحى بود ، و هفت نفر از نسل وى به حكومت آن ديار رسيدند :
اول ايشان مودود بن سلغر .
و دوم فضلويه « 2 » شبانكاره كه در عهد الپ ارسلان حكومت فارس يافت ، و بعد چون عصيان ورزيد ، نظام الملك او را گرفته .
[ سوم ] ركن الدوله « 3 » ، به حكومت آن بلاد برآمد .
چهارم اتابك جلال الدين جلولى .
هامش
( 1 ) - تميمه : مهرهء سياه و سفيد كه در گردن طفلان آويزند . ( ح )
( 2 ) - مؤلف فيضلان نوشته است ، همچو ميدانم غلط باشد ( حاشيه ) .
( 3 ) - گويا ركن الدين باشد ، و اللّه اعلم ( ح ) .