به دو مفوض گشت . و از آن نيز به مدارج عاليه ارتقا نموده ، تا رفتهرفته معتمدعليه سلطان و مشاراليه اعيان آمد . و سلطان تربيت يكى از شاهزادگان را به وى واگذاشته لقب اتابك يافت . و بعد از فوت طغرل ثانى حرم او را به حبالهء نكاح آورد . و قليلى بعد از اين مقدمه به حكومت آذربايجان ، و در فوت وزير اعظم برجاى وى منصوب گشت .
بالجمله ، در عرصهء قليلى ، غلامى كه از خريدن آن ننگ داشتند ، و شاگرد آشپزى كه از كثافت بشرهء آن اكراه مىنمودندى ، پاى خداوندى بر دست صدارت مملكت نهاد ، و دست جلادت از آستين صرامت بيرون كرده مدبر كشور و مشير عسكر آمد . در همدان دورش به آخر رسيد .
پسرش اتابك محمد قايممقام او گشت . و چون طغرل ثالث در سن هفت سالگى بر تخت برآمد ، اتابك محمدنام وزير و در حقيقت سلطنت ايران داشت .
و اين اتابك عم طغرل بود ، زيرا كه طغرل ثالث پسر ارسلان بن طغرل ثانى است كه زن او را ايلدكز نكاح كرد . و محمد از آن زن متولد شد .
القصه ، بعد از سيزده سال كه در كمال اقتدار گذرانيد ، قصر حيات را بدرود نموده ، برادر وى قزل ارسلان جاى وى گرفت . و قزلارسلان به معيت ناصر خليفه سلطان طغرل را گرفته قيد كرد و خواست كه سرير سلطنت را صاحب شود . روزى به جهت تاج نهادن معين كرده لاكن يك روز قبل از آن ، فدائيان تاج حيات از سرش برداشتند . بعد از قزل ارسلان برادرزادهء او اتابك ابو بكر بود .
و چنين مىنمايد كه ، او به آذربايجان قناعت كرد . تبريز را دار الحكومت خويش قرار داد ، و مدتى دراز حكومت آن بلاد با وى بود . مردم در ايام وى آسوده بودند . فقط جنگى كه اتفاق افتاد ، با برادرش قتلق بود ، و در آن جنگ ظفر وى را بود . اما گريز برادرش سبب استيصال خاندان سلجوق شد ، زيرا كه قتلق چون شكست خورد ، به خوارزم گريخت . تفصيل اختلال امور و اغتشاش اطراف مملكت را بيان كرده تكش خان را بر جنگ طغرل ترغيب و تحريض نمود . و چنان كه مرقوم گشت ، سبب هلاك طغرل و برانداختن اين سلسله شد . لاكن خود
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: سر جان ملكم
ص٢٥١