خود به مصر رفت و ترقى كرده به وزارت مصر رسيد . و بعد از فوت عاضد سلطنت مصر را صاحب شده و در اندك مدتى جميع بلاد شام را به حيطهء تصرف آورد . و اين تفصيل از كتابى مأخوذ است كه تاريخ اكراد نامند .
مؤلف كتاب مزبور گويد كه : صلاح الدين را در موت عاضد دولتى بىكران به چنگ افتاد ، و از جملهء جواهرات ، عصائى بود از زمرد . و همچنين كتابخانهاى به دست وى افتاد كه صدهزار مجلد از كتب نفيسه در آن بود . اين مختصر را گنجايش تفاصيل حالات و كارهاى وى نيست .
الحق چنان كه گويند ، پادشاهى بود به عدل و نصفت و به هنر و شهامت نفس و عقل و حكمت مشتهر و متّصف .
سلطنت محمد خوارزمشاه
تكش پادشاه خوارزم ، كه در عهد او دولت سلجوقيان به آخر رسيد ، از نژاد يكى از امراى آن ديار است كه طشتدار سنجر يا به قول صاحب خلاصة الاخبار ، طشتدار ملكشاه بود .
بعد از فوت او ، پسرش محمد صاحب سرير گشت ، اگرچه مبادى سلطنت سلطان محمد خوارزمشاه به فتوحات عديده و شكوه و احتشام زياد امتياز يافت ، اما بالاخره بنياد سلطنتش از تندباد غضب مخرب بنيان بنى نوع انسان ، چنگيز خان از بيخ برآمد . و بعد از شكستهاى متواتر و نهب و غارت جميع ممالك و اسر و قيد حرم و قبيله ، در يكى از جزاير در درياى خزر قريب استرآباد داعى اجل « 1 » را لبيك گفت .
هامش
( 1 ) - فوت سلطان محمد در جزيرهء آبسكون در سنه 618 روى داد ، مدت سلطنتش بيست و يك سال بود . ( ح ) .