تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
خلافت لقب سلطان يافت ، دوازده سال از سلطنت برخوردار بود ، لاكن على الاتصال با اقارب و عشاير خويش و امراى بزرگ مملكت در جنگ بود . بركيارق غالبا در بغداد اقامت داشت ، و برادرش محمد حكومت آذربايجان مىكرد . اما سنجر بر بلاد خراسان و ماوراء النهر استيلا يافته به جانب غزنين تاخت آورد ، و امراى ملك را كه خرابى و پريشانى به حالشان راه‌يافته بود خراج‌گذار خويش نمود . على الجمله ، بركيارق چنين مىنمايد كه پادشاهى نيك‌سيرت و حميده سريرت بوده ، و همچنين در جلادت و رشادت از همگنان پاى كم نداشته . در سفرى كه از اصفهان به جانب بغداد مىرفت ، در بروجرد سفر آخرت اختيار كرد . بروجرد را دار الملك پرگنه‌اى است به همين نام ، و حال على التخمين ، دوازده هزار جمعيت دارد .

سلطنت محمد شاه

و اندكى قبل از آنكه تيغ اجل رشتهء حياتش را قطع كند ، بركيارق بر فوت خود متيقن گرديده ، امراى لشكر را طلبيده ، از ايشان پيمان گرفت و سوگند داد كه : با پسر وى ملكشاه ثانى در مقام اطاعت و هواخواهى باشند . ولاكن بعد از فوت وى ، محمد شاه برادرش ، به خدعه بغداد را گرفته امير اياز را كه به حصافت عقل و شهامت ذات موصوف و اتابكى ملكشاه با او بود ، به قتل رسانيده ملكشاه را مقيد نمود . و لقب سلطان بر خويش نهاد . محمد شاه « 1 » در ايام پادشاهى همواره خود در ممالك خويش جنگ داشت ، و سرداران وى در بلاد شام با عساكر فرنگستان ، كه در آن اوقات به عزم
هامش
( 1 ) - فوت محمد شاه بن ملكشاه در سنه 511 هجرى و ، ايام حياتش سى و هفت سال و ، سلطنتش سيزده سال بود . سعد الملك آوجى و فخر الملك و ضياء الملك احمد بن نظام الملك در سلك وزراء سلطان محمد منتظم بودند ( ح ) .