نظام الملك
كفايت امور ملك و كفالت جمهور ملت چنين مىنمايد كه كليتا به رأى و رؤيت وزير مشهور نظام الملك مفوض بود . در ايام وزارت وى ، ممالك الب ارسلان هر روز نمايشى تازه و هر سال افزايشى بىاندازه داشت . بازار عدل و انصاف را رواجى بود ، مساجد و مدارس در هر شهر برپاى و مردم را به تحصيل علوم ترغيب نمود . فقرا و ضعفا در كنف حمايت او در مهد امن و امان مىزيستند . به يمن كفايت و حسن درايت اين وزير صايب تدبير .
بالجمله ، سكنهء ايران كه زمان سلطنت وحشيان تاتار را از بدترين بلاها مىپنداشتند ، از بهترين ايام شمردند لاكن او را در فن سپاهكشى هنرى نبود و ، در قليل محارباتى كه خود حضور داشت ، چنين مىنمايد كه ، اعتمادش بيشتر به نماز و عبادت بود و نه به سلاح و رشادت .
منقول است كه ، يكى از امراى الپ ارسلان ، قرا ارسلان را كه از سلاجقهء كرمان بود ، شكست داده ، و الپ ارسلان وى را به ازاى اين خدمت ، بر يكى از قلاع فارس حاكم ساخت ، و امير مذكور بعد از چندى علم طغيان برافراشت . و خواجه خود بنفسه عازم تسخير آن قلعه گشت . و چون مدت محاصره طول كشيد و و كارى پيش نتوانست برد ، غالبا خويش را به اين كلمات حكمتآميز تسلى مىداد كه :
مرد نبايد كه تنگ حوصله باشد
زيرا كه بىصبرى از مرض نمىكاهد ، ولى بر درد مىافزايد . و چون از قلت آب ، قلعه به دست افتاد فتح آن قلعه را از اثر دعاى خويش دانست . و متملقان بدون تأمل اين صورت را از خوارق عاداتى كه مكرر از وى به ظهور رسيده بود دانستند ، اما پادشاه مبارز را حاجت به شمشير وزير فيلسوف نبود ، حاجت به تدبير وى بود . او را به جهت نظام كشور مىخواست نه ادارهء لشكر ، و در اين معنى نظام الملك سرآمد ابناى زمان خويش بود .
و الحق اين پادشاه و وزير هريك نادرهء دهر و اعجوبهء روزگار بودهاند ،