تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
سر تلى ملاحظهء لشكر مىكردم ، چنان دانستم كه هيچ‌چيز تاب مقاومت من ندارد . امروز بر شجاعت و حذاقت خود اعتماد كردم و ديگران را از مساعدت خود منع نمودم ، و حال به سزاى خطاهاى خود جان مىدهم . و موت من دليلى ظاهر است بر اينكه چقدر ضعيف است « 1 » قوت انسانى و قدرت سلطانى در مقابلهء تقدير ربانى پس فرزند خويش ملكشاه را وارث تاج‌وتخت نموده ، امرا را به متابعت وى امر كرد و او را در معضلات امور مملكت و مشكلات مهام سلطنت به استعانت از راى رزين « 2 » و خرد پيش‌بين وزير بىنظير خواجهء بزرگوار ، خواجه نظام الملك كه از غايت اشتهار مستغنى از تعريف و توصيف است ، وصيت فرموده ، نفس آخرين كشيد . او را در مرو مدفون ساختند و بر تربت وى مضمون اين بيت نگاشتند :
بالاى چرخ ديدى الب ارسلان به‌قدر * در مرو بين كنون كه به زير تراب شد
الپ‌ارسلان « 3 » پادشاهى بود ، به شمايل صورى و خصايل معنوى آراسته و ، از رذايل « 4 » دنيه پيراسته ، در حسن اندام بر اقران و همگنان سبقت مىبرد و در شهامت ذات و فتوت فطرى ، بر اهل زمان تفوق مىجست . ظلم از وى كمتر منقول است ، مگر در حق كسانى كه معاندين دين مىدانست ، كه اگر دين آباواجداد خويش را رها و كيش پيغمبر عرب را اختيار نمىكرد ، قتل و تعذيب ايشان را لازمهء همّت مىشناخت . عمر الب ارسلان در لشكر گذشت .
هامش
( 1 ) - شهادت الب ارسلان در ماه ربيع الاولى سنه 465 در كنار آب آمويه . مدت حياتش چهل و پنج و سلطنتش ده سال بود ( ح ) . ( 2 ) - رزين بالفتح ، آرميده و گران بودن و چيزى گران و استوار ( ح ) . ( 3 ) - از جملهء افاضل جهان كه معاصر آلب ارسلان بودند ، ابو بكر عتيق بن محمد الهروى مشهور به سورآبادى است كه تفسيرى به لغت فارسى تأليف نمود ( ح ) . ( 4 ) - در اصل : رزايل .