تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
روز كرد ، اما روز ديگر به شدتى بيش‌ازپيش حمله بردند ، از هر طرف ديوار قلعه برآمدند و ، از هر طرف هنود ايشان را سرنگون به زير انداختند . محمود چون صورت واقعه چنان ديد ، حكم داد تا لشكر برگشتند ، و عزم كرد تا قطع محاصره كرده و از سر سومنات برخيزد ، كه درين اثنا لشكرى به مدد هندوان رسيده سلطان مجبور شد تا با ايشان درآويزد . و هنوز به جنگ شروع نكرده كه دو نفر از راجگان با سپاهى گران به مدد لشكر اول رسيدند . اين معنى بر جلادت هنود افزود و آثار وهن بر عساكر سلطان ظاهر گشت . چون محمود ديد مسلمين در شرف هزيمت‌اند از اسب جستن كرده روى نياز بر خاك نهاده فتح و نصرت از درگاه بىنياز مسئلت نموده ، دوباره بر باره برآمده بر دشمن حمله برد . لشكريان چون سلطان را ديدند ، عرق حميّت و عصبيّتشان به حركت آمده به يكبارگى چنان حمله بردند كه ، هم در آن حمله ، دشمن را از پيش برداشتند . شكستى فاحش بر هنود روى داده در اطراف بيابان متفرق شدند . اهل قلعه را چون اميد ديگر نماند ، قلعه را رها كرده فرار كردند . و بيشترى با عيال و اموال در كشتيها نشسته از طرف دريا بدر رفتند . محمود بعد از تصرف قلعه ، چند كشتى مشحون بر مردان كارديده فرستاده ايشان را تعاقب كرده برخى را اسير و بعضى را غرقهء موج فنا ساختند . اصول وقايعى كه مورخان ايران درين باب نقل مىكنند غالبا صحيح است ، الا اينكه بسيار كم است كه تعريفى صحيح و مفصل يا از امكنه و يا مطالبى كه مربوط به اصول مذهب هنود است داشته باشند . يكى از دوستان مؤلف كه بر فضل و دانش او اعتبار است و خود نيز در آن صفحات بوده ، مىنويسد كه ، بتخانهء سومنات در مملكت سورت است كه اكنون به كاتيوار مشهور است . و در پوران كه از كتب مقدسهء هنود است ، وارد است كه ، خداوند اين ملك را به پنج چيز خوب اختصاص داده است :