تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ستيز از پس و پيش و تاب مدافعت و مقابلت در خويش نديد ، به حكم ضرورت شهر را تسليم و تخت‌وتاج را تقديم نموده خود را به زنهار سلطان سپرد . سلطان سه روز در قنوج توقف فرموده ، بتسخير ميرت شتافت ، گويند كه ، در آن زمان مملكتى آباد بوده است . و يكى از شهرهاى بزرگ كه در اين سفر گرفت و ويران كرد ، شهر متهورا بود ، و هنود آن شهر را ، چنان كه درين زمان شهر مقدّس مىدانند ، مىدانستند . شهرى است كه در سمت راست رود جمنا ما بين دهلى و آگره واقع است . اگرچه در كسر اصنام « 1 » به رسم معهود تعللى نرفت ، الا اينكه خرابى بتخانها بالتمام كارى بود از قوهء او بيرون . در فتحنامهائى كه به غزنين نوشته است ، چنان كه در تاريخ فرشته مسطور است ، تعريفى زياد از محسنات و وضع ابنيهء آن معابد مىكند . در اين سفر بجز اينكه مرقوم شد ، قلاع و شهرهاى بسيار فتح نمود ، و چون در مستقر عزت خويش رجوع كرد ، غنايمى كه مخصوص خزانهء پادشاهى بود ، بيست ملين درهم وجه نقد و پنجاه و سه‌هزار برده و اسير و سيصد و پنجاه فيل با مقدارى كثير از جواهر كه تعيين قيمت آن مشكل است در شمار آمد . و مذكور است كه بهرهء لشكريان از غنايمى كه قسمت سلطان شد ، بيش بود . بعد از اين فتوحات ، چندى در غزنين آرام گزيده و اموالى كه از نهب بلاد و تاراج عباد فراهم آورده ، صرف تعمير و تزئين دار الملك خويش نمود . اعيان حضرت نيز تقليد پادشاه كرده در قليل مدتى غزنين در بزرگى و تجمل عمارات خاصه و عامه لاف برابرى با بهترين شهرهاى شرق مىزد . ولى مسجدى كه محمود بنا كرد ، از ساير ابنيهء آن شهر ممتاز و مستثنى بود ، وضع طراحى و احجار رخام كه در آن به كار برده بودند و فرش‌هاى ملون و قناديل مذهب و ساير اسباب زينت آن ، مورث فسحت خاطر و عبرت ناظر گشتى .
هامش
( 1 ) - كسر اصنام : شكستن بتها .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 211 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت