امير سيك است و ، او از متعلقان به دولت انگريز است . درين سفر معلوم مىشود كه از انندپال به جهت عدم قدرت ممانعتى نشد ، و از لاهور قدم بيرون نگذاشت .
بتخانهء تناسر را خراب كرده و بت مشهور آن را كه جك سوم مىناميدند شكسته پارهاى آن را به غزنين برده پازينهء مسجد ساختند ، تا راست روان در دخول خانهء خداى راستين ، پاى بر صورت خداى دروغين نهند .
بعد از فراغت ازين امر خير غازيان اسلام با دولت بسيار و اسير بىشمار وارد غزنين شدند . از آن پس ، دو سال متوالى در گشادن كشمير و بلاد حوالى آن صرف شد و بسيارى از سكنهء آن ملك را مانند ساير ممالك كه در تحت حكومت غزنيناند مجبور به قبول اين شريعت غرا ، كه برهانش قاطع و انوارش ساطع بود نمودند .
در آن سال كه محمود به بندوبست بلاد خوارزم مشغول بود ، هندوستان اندك آرام يافت ، اما امر بلاد خوارزم چندان طولى نكشيد ، هنوز فيصل امور آن صفحات را نكرده بود ، كه به عزم تسخير قنوج كه از مشاهير شهرهاى هندوستان است كمر بست .
قنوج شهرى است به مسافت دو ميل در كنار رود گنگ ، طول شرقى آن هشتاد درجه و سيزده دقيقه و عرض آن از جانب شمال ، بيست و هفت درجه و سه دقيقه است .
القصه ، مسافت بعيد بود و موانع بسيار از آن جمله سه ماهه تخمين شد كه لشكر بايست در حركت باشد . محمود به جهت انجام اين كار ، صد هزار سوار و سى هزار پياده از مردان كارديده انتخاب نموده از كوهستان كشمير به برارى هندوستان رفت .
احتمال دارد كه اخنيار اين راه ، به جهت اين كرد كه با رود پنجاب دوچار نشود . و چنان بسرعت به جانب قنوج رفت كه ، تا هنگام ورود عساكر ، راجهء قنوج كه كوره نام داشت ، از قصد و حركت مسلمين بىخبر بود . و چون راه گريز و
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: سر جان ملكم
ص٢١٠