تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
يكى از مؤلفين فرنگستان از بعضى از معتبرين مصنفين اسلام نقل مىكند كه آواز توپ سبب وحشت جانور شد . لاكن در آن زمان هنوز باروت در فرنگستان اختراع نشده بود . اگر توپ و تفنگ يا ازين قبيل اسلحه در آسيا مستعمل بوده است ، بايد چيز ديگر هم باشد . القصه ، مسلمين كفار را دو روز تعاقب كرده زياده از بيست هزار آن طائفه [ را ] روانهء شهر بند عدم ساختند ، و بعد ازين به تاراج لشكرگاه هنود پرداختند و غنيمت بىشمار به دست مسلمين افتاد . پس محمود به سمت ممالك داخليه حركت كرده هرجا بتخانه‌اى بود خراب كرد ، و هرجا بتى يافت شكست . بتخانهء مشهور نكركوت درين سفر خراب شد . و هم درين سفر بهيم‌گر را گرفت ، و بيشتر غنايمى كه از هندوستان به غزنين برد ازين قلعه بود . گويند چون به غزنين مراجعت كرد ، جشنى عظيم و طوى ملوكانه « 1 » نموده ، تختهاى طلا و نقره در بارگاه نهاد ، و از غنايم ، آنچه در حساب آمد ، هفتصد من اوانى سيم و زر و چهل من زر ناب و دو هزار من سيم خام و بيست من جواهرآلات زنانه بود . و در همين سال داد والى ملتان را كه علم طغيان برافراشته دم از استبداد مىزد ، مقيد ساخت . و اراضى غور را كه در تصرف افاغنهء سورى بود تسخير نمود . و محمد سورى كه سردار افاغنهء غورى بود ، پس از آنكه با اصحاب خويش حتى الامكان پاى ثبات فشرده داد مردانگى داد ، در كمند محمود گرفتار گشت . ولى چون در حيات لذتى نيافت ، مرگ اختيار كرد ، زهرى كه همراه داشت نوشيده از ننگ زندگى رست و از چنگ زندگان جست . سفر ديگر محمود به سمت تناسر بود ، تناسر يكى از پرستش خانه‌هاى مشهور هنود است كه قريب به هفتاد ميل در شمال دهلى واقع است ، و در اين اوقات تخت‌گاه
هامش
( 1 ) - طوى ( تركى ) : عروسى ( دهخدا ) . در اينجا منظور از : طوى ملوكانه ، جشنى شاهانه است .