يافته بود ، چون سلطان را غايب يافت ، به دين آباواجداد خويش رجوع نموده سر از اطاعت سلطان پيچيد . و چون منهيان صورت واقعه را معروض داشتند ، محمود كيفر آن مرتد را جازم گشته عازم بلاد وى گشت ، و بيچاره هنوز از خواب پندار سرمست بود ، كه عساكر سلطان مانند اشعهء آفتاب با تيغهاى كشيده و بازوهاى گشاده كشورش را چون حلقهء انگشترين در ميان گرفتند . و سلطان پس از آنكه مبلغى خطير از وى به رسم جريمانه گرفت . او را به قيد ابدى حكم فرمود ، و چون از كار وى فراغت يافت و كار ملك را به منسق كرد . به دار الملك خويش مراجعت نمود و ، در ابتداى سال مجددا استعداد سفر هندوستان كرد .
تفصيل اين اجمال آنكه ، لشكرى گران از اقصى بلاد هندوستان در زير سنجق « 1 » انندپال جمع شده بودند ، به قصد اينكه حتى الامكان بكوشند تا راه بر غازيان اسلام ببندند . « 2 » انندپال قريب رود اتك لشكرگاه ساخت و ، گويند عدد آن لشكر از سيصد هزار زياده بود . و چنين مىنمايد كه از مشاهدهء آن جمعيت ، هراسى بر سلطان راه يافت ، زيرا كه فرمود تا خندقى عميق گرداگرد اردو كندند ، و تا چهل روز در برابر غنيم نشسته به حرب مبادرت ننمود . دشمنان چون چنين ديدند يورش به اردوى مسلمين برده در اول حمله خندق را از تصرف مبارزان بدر برده جمعى كثير از ايشان را شربت هلاك چشانيدند . و اگرچه تا مدتى حال از حال معلوم نبود . ولى عاقبت محمود را عاقبت محمود شد و ظفر قرين غازيان اسلام گشت .
گويند در بحبوحهء گيرودار كه تنور حرب گرم بود و مبارزان طرفين دست و گريبان بودند . فيلى كه انندپال بر وى سوار بود ، بىسببى ظاهر رم كرده روى به گريز نهاد . چون سپاه هنود را اينحال مشاهده افتاد ، پنداشتند كه راى روى به گريز نهاده لاجرم پشت دادند .
هامش
( 1 ) - سنجق بالضم و الفتح ، كمربند و علم و دامن قبا و پرچم و ساختگى آن علم ( شمس اللغه ) .
( 2 ) - در اصل : بهبندند .