تفصيل حروب سلطان محمود را مجلدى جداگانه بايد . اما محاربات او نيز نوعى نيستند كه بتوان مختصر كرد ، چون ملك سبكتكين وى را مصفى گشت ، سلطان محمود در سن رشاد بود ، و در امور رياست لشكر و سياست كشور مجرّب و آزموده . حب نام و اعلاى أعلام مذهب كه از اوان صبى وچههء « 1 » همت او بود و در زمان حيات سبكتكين به ملاحظات چند ، ظهورى چندان نداشت ، پس از سبكتكين ممانعى نماند ، چنان بروز كرد كه باعث تعجب عالميان گرديد . نام او در اطراف آفاق دائر ، و رعب او در قلوب وضيع و شريف سارى و ساير گشت .
در آن اوقات ، القادر باللّه خليفهء بغداد بود . محمود نسبت به وى اظهار ارادت مىنمود ، حتى اينكه علويهء مصر در ائتلاف خاطر وى غايت جهد نمودند ، فائدهاى بر آن مترتب نگشت . قادر خليفه نيز دوستى چنين كسى را فوزى عظيم دانسته او را بر نشر احكام و اعتلاى « 2 » اعلام دين محمدى ترغيب نمود ، و او را يمين الدوله و امين المله لقب داد . محمود نيز عهد كرد كه مادام الحيات « 3 » در خدمت شريعت از پاى ننشيند و شمشير در نيام نكند .
پس از آنكه به دوستى خليفه مستظهر گشت ، و بندوبست حكومت خراسان و رى نمود . دختر ايلك خان پادشاه تركستان را به حبالهء ازدواج آورد . و چون ازين امور فراغت يافت ، به عزم غزاى كفار هندوستان ميان بربست ، و بيشتر ايام سلطنتش در جنگ هندوستان صرف شد . و در سفر اول او به هندوستان از همه جهت ظفر همعنان وى بود و دشمنان را هزيمت داده و قريب جميع ممالكى را كه حال به پنجاب معروف است مسخر كرده ، ضميمهء ممالك متصرّفه خويش ساخت . جيپال اگرچه از جنگ با پدر بهرهاى نيافته بود ، خواست به امتحان با پسر پنجه زند ، ولى در اين
هامش
( 1 ) - در اصل : وجه
( 2 ) - اعتلا بالكسر ، بلند شدن و بزرگوار شدن و غالب شدن و بر مبرز چيزى شدن ( شمس اللغه ) .
( 3 ) - در اصل : الحيوات .