و عند اللّه سبب احراز « 1 » مثوبات [ است ] . جيپال گفت : طائفهء ما را عادتى است كه اگر چه اكنون در نظر آرام و حقير مىنمايند ، ولى در هنگام نزول حوادث ، چون راه خلاص از هر طرف مسدود يافتند ، اطفال و عورات خود را با دست خويش عرضهء شمشير ساخته ، اسباب و اثاثهء خويش در آتش مىسوزانند ، پس موى گشاده بر دشمن مىتازند . و روى برنگردانند تا انتقام از خصم بستانند ، يا از دروازهء عدم ، خود را به عزيزان و اقربا برسانند . اكنون ما را آن حالت پيش است ، باقى اختيار است .
سبكتكين دانست كه جيپال در آنچه گفت صادق است ، بنابراين ، از نصيحت محمود سر باز زد . امّا چون بعد از اقرار معاهده سبكتكين رجعت فرمود ، معلوم شد كه محمود در تدبيرى كه انديشيده بود ، بر صواب بوده ، زيرا كه جيپال كسانى را كه به جهت اخذ خراج از جانب سبكتكين نزد او مانده بودند ، در زندان نموده ، و در اداى هيچيك از شرايط معاهده اقدام ننمود ، ولى از عاقبت امر هراس كرده به جمع لشكر از تمام اطراف ممالك خويش فرمان داد .
و بنابر قول صاحب زينة التواريخ ، از فهرست امرائى كه به او پيوستند ، معلوم مىشود كه ، از رود اتك تا پرگنهء مالوه از يك طرف و ، تا بنگاله از طرف ديگر ، از جميع ممالك لشكر برخاست . گويند زياده از سيصد هزار لشكر بود .
و با اينكه سپاه سبكتكين از خمس آن عدد كمتر بود ، با دشمن مقابله كرده جمعيت ايشان را متفرق ساخت .
وضع جنگ غزنويان اينطور بود كه : سواران جوقجوق بر دشمن حمله مىبردند به اين معنى كه جرگههاى متعدد به شكل دايرهء متحرك بودند كه متّصل يك جرگه پيش مىرفت .
يك جرگهء عقب مثل اينكه جرگهء اول حربهاى خود را به كار برده ، فى الفور به عقب مىكشيدند . هنوز اين زمره عقب نرفته بودند كه ، جرگهء ثانى جاى ايشان را گرفته ، اين جرگه نيز حملهء خود را تمام كرده جا خالى مىكردند ، و بىتأمّل طايفهء
هامش
( 1 ) - احراز بالكسر ، استوار كردن و جمع كردن و در حرز آوردن ( شمس اللغه ) .