زخمى منكر زد . متابعان طرفين چون صورت حال مشاهده كردند ، درهم ريختند ، و چند ساعتى جنگ شديد برپا بود ، اما بالاخره طغان و كسان وى منهزم شده به بست گريختند ، و سبكتكين على الفور به محاصره پرداخت ، و طول نكشيد كه مفتوح شده به تصرف گماشتگان وى درآمد . طغان از بيم جان گريز بر ستيز اختيار كرد .
پس از اين فتح حبّ جاه و مال و امتثال احكام خدا و رسول وى را مايل به غزاى كفار هندوستان نمود . در نهضت اول جيپال را كه فرمانفرماى بلاد شماليهء هندوستان بود ، شكست و كابل را تسخير كرد و تاختوتاز ممالك پنجاب نمود .
ضلعهء پنجاب ، كه چنان كه از نامش معلوم مىشود ، پنج رود مشهور دارد . ستلج و بيا و ، راوى و ، چناب و ، بهت به ترتيب نام آنها است . خلق بسيار و زراعت زياد و ، آبوهوائى در غايت موافق دارد . حال در تصرف سيك است كه طايفهاى هستند جنگى و شريعت و عادات غريب دارند . و در كرت ثانى نيز بر جيپال غالب شد .
و صاحب زينة التواريخ درين جنگ همان افسانهاى كه در تاريخ فرشته مذكور است ، نقل مىكند و ، آن اين است كه : در اردوى هنديان چشمهء صافى بود كه اگر اندكى از نجاسات در آن مىريختند ، اثرى غريب مىكرد . سبكتكين شخصى را برگماشت تا خفيه قدرى از قاذورات در آن چشمه افكند . به مجرد انداختن ، ابرى سياه اطراف آفاق فرو گرفت و طوفانى عظيم برپا شد و سرما چنان شدت كرد كه بنابر مصنفين اسلام ، اشك در چشم و خون در عروق منجمد گشت . آسيب طوفان شامل هر دو لشكر شد ، ولى هندوان را كه معتاد نبودند از كار انداخت .
بالجمله ، جيپال به اسباب صلح متوسل شده ، ابواب مراودت گشود و متقبل شد كه هداياى بسيار به سبكتكين بفرستد و ، هرساله خراجى مقرر به فرمانروايان غزنين بدهد .
محمود پسر سبكتكين ازين معنى ابا كرد و پدر را گفت با كفّار بههيچوجه معاهدت ننمايد ، زيرا كه انهدام بنيان كفر و استيصال كفره ، عند الناس مورث مباهات ،
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: سر جان ملكم
ص٢٠١