تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

فصل نهم در تاريخ سلاطين غزنويه

الب‌تكين كه يكى از امراى معظم بخارا در ايام عبد الملك سامانى والى خراسان بود ، چون سر از اطاعت اين خانواده پيچيد ، به جانب غزنين كه در آن وقت قريه‌اى بود شتافت و علم استقلال برافراشت . و سبب اين امر اين‌كه چون عبد الملك دست تصرف از امور اين جهان كوتاه كرد ، منصور پسرش هنوز به سن تميز نرسيده بود ، مردم بخارا با الب‌تكين ، كه در آن ايام در خراسان بود در باب امر سلطنت مشورت كردند ، او پيغام داد كه منصور هنوز جوان است و سزاوار سلطنت عم او است ، اما قبل از وصول اين جواب ، امر اتفاق كرده منصور را بر تخت نشاندند . و چون منصور از صورت حال مستحضر گشت ، الب‌تكين را به بخارا طلب كرد لهذا الب‌تكين مستشعر گشته با معدودى چند از خواص خويش قدم از جادهء متابعت بيرون نهاده ، به طرف غزنين رفت . چنين مىنمايد كه ، در اول اين قضيه ، جز هفتصد يا هشتصد نفر با وى بيش نبودند ، و او با همين عدد قليل ، جمعى كثير را كه به تعاقب وى فرستاده بودند شكست ، و بدين سبب و اسباب ديگر ، ملك كوچكى به دست آورده پاىتخت آن را غزنين نمود . و چون الب‌تكين سفر آخرت اختيار كرد ، پسرش اسحاق « 1 » كه مردى ضعيف و عياش بود به اندك مدتى او نيز راه پدر را گرفت .
هامش
( 1 ) - در اصل : اسحق .