تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
رميده گشت و به دست امراى خويش به قتل رسيد « 1 »

حكومت منوچهر

بعد از قتل وى ، پسرش منوچهر صاحب سرير گشت و با سلطان محمود از در اطاعت و انقياد پيش آمده ، سلطان جميع ممالك موروثى او را به او گذاشته دختر خويش را نيز در حبالهء ازدواج او آورد . منوچهر در سنه 462 هجرى وفات يافت .

حكومت گيلان شاه

و پسرش گيلان شاه به حكومت جرجان برآمد . امراى اين خانواده را در تعداد سلاطين شمرده‌اند ، لاكن حق است كه به‌هيچ‌وجه استحقاق اين مرتبه ندارند « 2 » ، زيرا كه در هرج‌ومرج وقت ، فرصتى يافته چند صباحى بر بعضى از ممالك مستقل بوده‌اند ، بدون اينكه حكومتشان قوامى گرفته يا ملكشان وسعتى يافته باشد .
هامش
( 1 ) - چون سياست شمس المعالى قابوس به نهايت رسيد ، امرا بر وى عاصى شده او را گرفته در قلعهء نجاشك محبوس نمودند گويند كه يكى از امرا در خدمت شمس المعالى قابوس به جانب آن قلعه روان شد ، در اثناء راه قابوس از آن شخص پرسيد كه سبب خروج شما چه بود . جواب داد كه : چون تو در قتل مردم افراط مىنمودى من و پنج كس ديگر اتفاق نموده ترا از درجهء سلطنت افكنديم . قابوس گفت : اين سخن غلط است ، بلكه اين بليه به واسطهء قلت خون ريختن پيش آمده ، زيرا كه اگر ترا و آن پنج كس ديگر را مىكشتم ، بدين روز گرفتار نمىشدم ( ميرزا محمد على كشكول ) . ( 2 ) - بر خلاف نظر مؤلف اين سلسله آل زيار مدت 144 سال در ايران و قسمتى از گيلان حكومت كرده‌اند . ( ناشر ) .