حياتش به سر آمد . و تا چهل سال نيز بعضى از ايشان از جانب سلاطين سلجوقى در شيراز حكومت داشتهاند . و آخرين ايشان كه نامش در تاريخ مذكور است ، در خدمت الب ارسلان روزش به آخر رسيد .
در ايامى كه ممالك ايران ما بين سلسلهء سامانيه و ديالمه منقسم بود ، و جمعى از امرا در بلاد مختلفه مستقل بودهاند ، از آن جمله وشمگير است كه ابتدا در رى و بعد از آن در جرجان حكومت داشتهاند . و چون اين خانواده از اعاظم امراى وقتاند ، لهذا ذكرشان در جميع تاريخ آن زمان شده است . بعد از فوت وشمگير پسرش بيستون جاى او گرفت ، ولى از وى چيزى منقول نيست .
سلطنت قابوس بن وشمگير شمس المعالى
لاكن ، شمس الملوك قابوس از مشهورين اين خانواده است ، به سبب مروتى كه در حق فخر الدولهء ديلمى نمود ، در وقتى كه از برادران خويش معز الدوله و عضد الدوله گريخته به وى پناه برد . مبالغى كرامند به او عرضه كردند قبول نكرده دست از حمايت فخر الدوله نكشيد ، تا اينكه جميع ممالك خويش را از دست داده در كربت غربت و رنج و نكال فخر الدوله شريك و سهيم وى گشت ، و تا امور وى انتظام نيافت از پاى ننشست . و چون فخر الدوله بر سر اقتدار آمد ، فقط حقشناسى او را در ازاى اعمال خويش كفايت دانست .
بالجمله ، قابوس به فضل و حكمتى زياد از حد اشتهار دارد . كلمات او كه جامع حكم بود ، در افواه و السنه بر سبيل مثل دائر و بنابر قول صاحب روضة الصفا ، در جميع صفات كماليهء انسانيه از جميع اهل عصر خود ممتاز و مستثنى بود . ولى با كياست وافر ، سياستى به افراط داشت ، تا اينكه دلها از وى