وقت ، خويش را بندهء امير المؤمنين خواندى ، چون وزرا در حضرت او ظاهر شدى ؛ الا اينكه امراى اطراف با وى چون ملوك سلوك كردندى ، و الحق شايسته بود . در تعمير بغداد بذل جهد فرمود ، و خرابىهائى كه از محاصرههاى پيش روى داده بود ، همه را به اصلاح آورد ، و باج از زوار امكنهء متبركه و مشاهد مشرفه برگرفت ، و عمارات مقدسهء مدينه و كربلا و نجف را به حال اول بازآورد و بيمارستانها به جهت فقرا و ضعفا در بغداد بنا كرد و ، ما يحتاج بيمارستانها را از اطبا و ادويه فرمود تا مهيا سازند و ، وظايف به جهت اطبا مقرر فرمود . و همچنين پرتو عنايت به حال عراق و فارس انداخته به تعمير خرابيهائى كه از حروب سابقه به بلاد مذكوره رسيده بود پرداخت . از جمله كارهاى بزرگ او ، يكى بندى است كه بر رود كر كه در صحراى مرودشت مىگذرد ، بسته است ، و اين بند قريب به خرابهاى اصطخر است و آن را بند امير خوانند ، و آن رود سبب آبادى اراضى قريبه است . و بعضى از مسافرين اوايل ندانسته آن رود را اين نام نهادهاند .
مورخين اگرچه در مدح عضد الدوله مبالغه دارند ، لاكن گويند سه بدعت سخت گذاشت : يكى آنكه بر خراج اراضى افزود ، و خراج بر چهارپايان مقرر نمود ، و فروش برف و يخ را مخصوص به ديوان اعلى نمود .
مورخان ايران نوشتهاند كه ، خليفه بر جنازهء او نماز كرد ، و اين پادشاه از جملهء سلاطينى است كه در جرگهء پادشاهان شرق كم مثل ايشان يافت مىشود .
مدتى طويل اقتدار سلطنت داشت ، و در اواخر ايام حياتش رعايا و ملوك اطراف نسبت به او احترامات و لوازم آداب سلاطين مقتدر به جاى مىآوردند . و از مصدر خلافت حكم صادر شد كه وى را سلطان خطاب كنند ، و بهجز جنگى كه با عز الدوله كرد ، و بيرون كردن برادرش فخر الدوله از رياست خراسان كه به غلبه غصب كرده بود ، ديگر جنگى معتنابه ازو نقل نشده است . در سى و چهار سال ايام حكومت ، در آسايش و رفاه خلايق ، مساعى جميله مبذول داشت ، چنانچه تا هنوز نامش به احترام بر السنه دائر و ذكر خيرش در افواه سائر است . اين پادشاه آخر كسانى
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٩٥