تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
ده روز اول محرم را به هيچ كار ديگر جز تعزيت بر حسين بن على ابن ابى طالب ( ع ) كه در سنهء شصت هجرى در كربلا كشته شد ، نپردازند . و از آن وقت اين رويت در ميان شيعه شيوع يافت . على بن بويه را فرزند نبود ، چون آخر ايام خويش را نزديك يافت ، از برادر خويش ركن الدوله كه از جانب او حاكم عراق بود ، خواهش كرد كه پسر بزرگ خود عضد الدوله را بفرستد تا در اجراى امور مملكت ممد و معاون او باشد . ركن الدوله برحسب استدعاى برادر ، عضد الدوله را گسيل نمود . در روز ورود عضد الدوله به شيراز ، او را احترامى عظيم نمود ، و على الفور ادارهء مهام امور و رتق‌وفتق نظام جمهور را ، به رأى و رؤيت او مفوض فرمود . و پس از يك‌سال ، داعى اجل را لبيك گفت . و بر فقدان هيچ پادشاهى ، رعايا ازين بيش متأسف نشدند . مادام الحيات « 1 » با رعايا و زيردستان به عطوفت ، و با برادران به الفت و اتفاق زيست . و ائمهء مورخان ايران ، بر مروت و فتوت او متفقند . ركن الدوله قائم‌مقام او گشت ، خود در عراق ساكن شده و امور فارس را برقرار سابق ، به عضد الدوله گذاشت . در مرض موت ، ممالك را بر پسران خويش قسمت كرده و همه را به اطاعت و متابعت عضد الدوله وصيت نمود . و چون چند سال از حكومت عضد الدوله گذشت ، عم او معز الدوله را در بغداد روز به سر آمد . و پسرى عز الدوله نام از وى ماند ، اما از قابليت و استعداد پدر بهره‌اى نداشت . اول كارى كه كرد ، نزاع با عضد الدوله بود ، لهذا جنگى شروع و به باختن جان عز الدوله ختم شد .

سلطنت عضد الدوله

وزارت بغداد مر عضد الدوله را نيز ضميمهء حكومت فارس و عراق گشت و تا آخر ايام حيات بر بهترين ممالك ايران و بعضى از بلاد عربستان على الاطلاق فرمانروا بود . اگرچه بنابر مصلحت
هامش
( 1 ) - در اصل : الحيوات .