تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
استيصال وى گشته و او را مقيد نموده به بغداد فرستاد . و فقط ديگر كسى كه از بنى ليث امارت كرد خلف است ، كه دختر زادهء يعقوب بن ليث است ، به مظاهرت « 1 » و معاضدت منصور سامانى رياست سيستان يافت ، و تا زمان سلطان محمود غزنوى بر امارت آن ديار متمكن بود ، تا اينكه لشكر سلطان او را شكسته اسير ساختند . تاريخ خلف با يكديگر متناقض است . در همان كتاب كه تعداد مساوى و معايب شنيعهء او را مىنمايند ، اطراء « 2 » و اطناب « 3 » در مدح بذل و كرم و حكمت و فضيلت او مىكنند . و تطبيق بين تناقض اقوال را بدين‌وجه مىتوان نمود كه ، بگوئيم خلف بن احمد معاصر سلسلهء سامانيه و غزنويه است كه در روزگار ايشان بازار فضل و كياست را رواجى بوده است ، و امراى ساير بلاد نيز به تقليد اين دو سلسله در تربيت اهل فضل و شعر ، خوانى نهاده و دستى گشاده داشته‌اند . و چنين مىنمايد كه ، به وضعى كه خلف بن احمد رعايت خاطر اين طايفه نموده است ديگرى نتوانسته است ، زيرا كه مىبينيم « 4 » نامى كه بايد مقرون به لعن و شتم اعقاب باشد ، مورخان را در مدايح او غلو است ، و شعرا او را رب النوع كمالات نفسانيه دانند . صاحب زينة التواريخ گويد كه : مقصود كلى خلف فتح كرمان بود ، و در آن اوقات ملوك ديالمه بر آن ملك فرمان‌روا بودند ، لشكرى به سردارى پسر بزرگ خويش گسيل نموده ، در اول‌دفعه فيروزى با ايشان بود ، ولى پس از آن هزيمت يافته جمعى كثير به قتل رسيدند . و چون پسر هزيمت خورده به سيستان برگشت پدر او را بكشت . بعد از آن چنين وانمود كه از اين معنى متأثر شده به تعزيت پسر قيام نمود و گفت : بايد انتقام او را از والى فارس بخواهم ، زيرا كه وى سبب قتل فرزند
هامش
( 1 ) - مطاهرت : يكديگر را يارى دادن و هم‌پشت بودن ( ح ) . ( 2 ) - اطراء بالكسر ، نهايت كردن در ستايش ( ح ) . ( 3 ) - اطناب بالفتح . جمع طناب ، و بالكسر ، مبالغه كردن در سخن و دراز كردن ( ح ) . ( 4 ) - در اصل : مىبينم .