بيابان عدم گشتند ، خود نيز بعد از آنكه يك چشمش معيوب شد به مدد اسبى سريع السير كه در زير ران داشت ، از آن مهلكه جان بدر برد . و چون به اردوى خويش كه در حلوان مقام داشتند رسيد ، على الفور حكم مراجعت داد .
حكومت امير اسماعيل سامانى
آتش غضب خليفه از اين حركت بالا گرفته حكومت ماوراء النهر را به امير اسماعيل سامانى كه در آن اوقات صيت شهامت او در آن صفحات بلند آوازه شده بود بخشود .
گرفتار شدن عمرو بدست امير اسماعيل سامانى و نهايت كار او
عمرو چون از كيفيت مستحضر گشت ، لشكرى به دفع امير اسماعيل نامزد كرد ، و چون لشكر شكستخورده رجعت كردند ، خود بر خلاف نصايح جميع اصحاب خويش با هفتاد هزار كس از جيحون عبور كرد ، و سپاه امير از بيست هزار بيش نبود ، ولى به مصداق :
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً » .
« 1 »
شهامت بر عدد غالب آمده شكست بر عمرو افتاد . خود خواست بگريزد ، اسبش به سر درآمده گرفتار گشت . اين است قول صاحب زينة التواريخ .
لاكن خواندمير ذكرى از اين واقعه و شكست لشكر ديگر عمرو نمىكند ، فقط مىگويد كه ، بعد از تقابل عسكرين ، اسب عمرو سركشيده عمرو را به صف سپاه دشمن برده گرفتار ساخت . « 2 » و پس ازين كيفيت ، شكستن سپاه بىسردار آسان بود . زوال دولت عمرو يكى از علامات بزرگ بىثباتى اقبال روزگار است .
چنانكه ازين حكايت كه مرقوم مىگردد ، معلوم مىشود كه ، در عرض چند ساعت زمانه چه بازيها دارد . گويند ، در روز گرفتارى عمرو بر زمين نشسته و يكى از سپاهيان
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، 249 .
( 2 ) - مدت سلطنتش قريب به بيست و سه سال امتداد يافت ( ح ) .