نموده لشكرى به جهت تقويت او فراهم آورد ، و حكم كرد تا عمرو را در مساجد خراسان لعن كنند . از آن سمت نيز لشكر بغداد با عمرو ملاقى شده ، خدمتش را شكستى فاحش روى داد . گويند : عمرو بعد ازين شكست از راه شيراز به سيستان گريخت . ازين فرار بايد جنگ در سمت جنوبى عراق واقع شده باشد . مدتى طول كشيد تا عمرو توانست دوباره خود را جمع كند ، چون كارش رونقى يافت ، دوباره لشكر به خراسان كشيده با والى آن مملكت ملاقى شد و وى را شكست داده عرضهء شمشير ساخت .
صاحب زينة التواريخ گويد كه : محمد بن زيد علوى كه در آن وقت خروج كرده و خود را خليفه مىخواند ، بر خراسان استيلا يافته بود ، و عمرو با وى مصاف داد .
خواندمير گويد كه : با رافع بن هرثمه كه از جانب محمد بن زيد سردار لشكر بود ، جنگ كرده او را به قتل رسانيده و مملكت خراسان را به تصرف آورد .
علىاىحال سر والى را با هدايا به عتبهء خلافت فرستاده ، مستدعى عفو و اغماض گشت .
در زينة التواريخ مسطور است كه ، از جملهء هدايا بتى به نحو غريب بود ، كه چهار دست داشت و دو گوهر گرانبها در دو گوشوارهء او تعبيه كرده بودند ، و آن را بر گاوى كه به اندازهء شيرى بود ، نشانده چنين مىنمايد كه ، يكى از بتهاى هنود بوده است . درهرصورت ، خليفه از اين معنى مسرور گشته خواست او را در دوردست عملى دهد ، حكومت خراسان و سيستان و بلخ و بلاد ماوراء النهر را به نام وى كرده ، فرمود تا در بغداد نام عمرو را بعد از نام وى در خطب ذكر نمايند . لاكن عمرو به اين معنى راضى نشده ، تدبيرى انديشيد كه خليفه را به چنگ آرد و حكومت بغداد را صاحب شود ، و به جهت انجام اين مطلب ، به جانب بغداد حركت كرد .
چون به حوالى بغداد رسيد ، خود با چهارصد سوار از اردو سوار شده به عزم عرض نياز به خدمت خليفه شتافت . خليفه از قصد عمرو آگاه شده تدبير گرفتن او را كرد .
بالجمله ، در سراى خلافت جنگى صعب روى نمود و غالب همراهان عمرو پىسپر
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٧٨