تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
چوبين نسبت مىدهد . مورخين فرنگستان گويند : سامان جد اعلاى اسماعيل ، شبانى بود يا قطع طرق مىكرد ، ولى اين مطلب فقط ثبوت حرفت امير تاتار مىكند ، اما در اينكه از خاندان شرافتند ، شكى نيست ، زيرا كه محقق است كه مأمون در آن اوان كه در مرو بود ، از والى ماوراء النهر خواهش كرد كه نوادهاى سامان را تربيت كند ، زيرا كه هم قابليت حسب دارند ، هم اصالت نسب . نوح كه برادر بزرگتر بود به حكومت سمرقند معين شد . احمد به تسخير فرغانه مأمور گشت . برادر ديگر را به ايالت هرات فرستادند . برادر چهارم به سپهسالارى سپاه ماوراء النهر نامزد شد . بابرشاه كه بانى خانوادهء سلطنت دهلى است ، در فرغانه متولد شده است ، و اين پادشاه در تحديد اين ملك مىنويسد كه : در سمت مشرق آن كاشغر واقع است ، و در مغرب آن ، سمرقند ، در طرف جنوب ، كوهستان حدود بدخشان ، و در شمال آن بلاد ماكليغ و ماتو و ماكا بوده‌اند . ولى بلاد مزبوره در تاخت‌و تاز اوزبك خراب شده حال بيابان است . اگرچه اين مملكت خرد است ، لاكن حاصل‌خيز است و غله و ميوهء آن بسيار است . اطراف مملكت همه كوه است مگر از طرف مغرب به جانب سمرقند ، و از همان يك‌طرف نيز در معرض تاخت‌و تاز است . رود سيحون كه بعضى اوقات آن را رود خجند نيز نامند ، از جانب شمال و مشرق آمده در ميان ملك گذشته به سمت مغرب مىرود ، و بعد از آنكه از شمال خجند و جنوب فناكت كه حال شمرخيا خوانند مىگذرد به طرف شمال ميل مىكند و از ميان تركستان بدون اينكه به رودى ديگر متصل شود ، گذشته در بيابان به ريگ فرو مىرود .

حكومت نصر

على الحديث ، احمد را كه به فرغانه فرستاده بودند ، بعد از برادرش نوح به حكومت سمرقند مأمور شد ، و اين در ايام دولت طاهريه بود ، و او به نيابت ايشان حكومت مىكرد . احمد را هفت