فصل هشتم در حكومت خلفا در ايران و سلطنت صفاريان و سامانيان و ديلميان
بعد از فرار يزدجرد ، سرداران عساكر خلفا از نهر فرات گرفته تا رود جيحون ، بر جميع اطراف ايران تاختند و هرچه سودمند يا بزرگ يا مقدس يافتند ، پايمال تعصب ساخته عرضهء دماروبوار نمودند . خلقى انبوه از سكنهء بلاد اين ملك ، ترك مذهب را بر قتل و تطاول رجحان داده دين جديد را گردن نهادند . و كسانى كه نتوانستند متحمل شوند ، ترك خانمان گفته به بلاد دوردست جلا اختيار كردند . ترقى مسلمين سريع ، بل عجيب بود ؛ قبايل متعدده از بيابان آتشخيز عربستان بر ممالك سردسير خراسان و بلخ پراگنده شدند ، و نسل و نتيجه در آن بلاد نهادند . اعقاب و انسال ايشان هنوز در آن صفحات باقى است ، اگر زبان آباواجداد را فراموش كردهاند ، ولى هنوز بر عادات و رسوم اعراب برقرارند . مؤلف را با يكى از قبيلهء بنى شيبان در چهار منزلى بخارا اتفاق صحبت افتاد كه در اطوار و كردار بعينه مانند يكى از اهالى يمن بود ، و سبب را گفت ، بهجهت اينكه قبيلهء ما با اهل ملك مزاوجت نمىكنند . اعراب خراسان و بلخ و همچنين در اطراف بخارا هنوز بسيارند ، لاكن به غيراز در خراسان ، اميرى معتبر ندارند ، زيرا كه مصلحت ملكى امراى تاتار و افغان اقتضا مىكند كه اين طائفه ضعيف و پراگنده باشند .