باشد كه وضع آنها به جهت سزاى بدكاران به نوعى مقرر و حفظ نفوس و اموال مردم از ظلم و حمايت زيردست از زبردست شده است ، بىمخاطره مىتوان [ گفت ] كه اين نوع قوانين هرگز در ملتى كه هميشه در تحت حاكمان مطلق و نافذ الامر بودهاند ، وجود نداشته . بلى در تورات ذكرى از قوانين مردم ميديا و ايران شده است . ولى به ملاحظه معلوم مىشود كه ، حكم پادشاه در ايام قديم ، چنان كه درين ايام ، قانون مقرر ملك بوده است ، به اين معنى كه چون حكمى از پادشاه صادر شد ، اگرچه بر خلاف عدل و انصاف شد ، خود هم نمىتواند از آن تجاوز كند .
قصهء انداختن دانيال پيغمبر در كنام شيران كه در كتاب مقدس مذكور است ، شاهدى است قوى بر اين معنى از تاريخ و ، همچنين خرابهاى وسيعى كه از قديم در اطراف مملكت مانده است ، ثابت مىشود كه ، اهالى ايران در روزگار پيشين در قرى و شهرها مىزيستند ، و از قرارى كه از كتب معلوم مىشود ، بيشتر در باب غذا به اكل نباتات مىپرداختند ، زيرا كه گويند ، كه كسانى كه اكل حيوان مىكردند ، ايشان را مكروه مىداشتند . و از همين كتب نيز منقول است كه ، در همان اوايل نيز قبايل متعدده در خيام و سياهچادرها زيست مىكردهاند . سياق حكومت و آبوهواى مملكت نيز با اين نوع زندگى موافق است . زنان را در روزگار سابق در غايت محترم مىداشتهاند . از آنچه مذكور شد ، اهالى قديم ايران معلوم مىشود خالى از نوع ترقى نبودهاند ، و امراى لشكر رعايت قواعد فتوت و جوانمردى نيز مىكردهاند ، لاكن دليلى نيست كه بتوان خيال كرد كه گاهى با حكمت ، حكومتى يا به انصاف قانونى داشتهاند .
در باب اخلاق و آداب اهالى ايران چيزى در دست نيست . مورخين اين ملت هرگز احوال عامه را نمىنويسند و نمىتوان جميع خلق را قياس از سلاطين و صناديد ايشان كرد ، زيرا كه سلاطين و امثال آنها در هر عصر و در هر ملك خود را از تكاليف عوام خلق آزاد مىدانند و معاف مىدارند .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٦٩