تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
اما در باب علوم ، مشكل است بتوان گفت تا چه پايه مردم به كسب علوم مشغول بوده‌اند . گويند : نوشيروان اول پادشاهى است كه بنياد مدارس نهاد ، لاكن مؤبدان كتب شريعت داشتند و تاريخ سلاطين با دقتى هرچه تمامتر محفوظ بود . علماى اين طائفه ، در زمان اوايل ، مشهور به علم نجوم بوده‌اند . و اين علم نيز مانند ساير علوم مخصوص به مؤبدان بوده است . و ظاهر است كه لاف علوم و فضايل كه در زمان سلاطين ساسانيه مىزنند ، چندان پايه‌اى ندارد ، و در زمان بزرگترين سلاطين اين سلسله ، علوم در ايران خيلى كمتر از روم بوده است . منقول است كه بعضى از حكماى روم به ايران سفر كرده و از دربار نوشيروان مأيوس مراجعت كردند به اين معنى كه كسى قابل صحبت نيافتند . بالجمله ، خزاين علوم ايران هرچه بوده است ، يا خراب شده يا از ميان رفته است . اهالى قديم ايران بايد به سبب غذا و آب‌وهوا قوى و در نظر خوش‌آيند باشند . يكى از مؤلفين مشهور فرنگستان گويد كه : سكنهء قديم ايران بايد مثل مردمى كه حال در اين مملكت سكونت دارند نباشند ، يعنى در نظر فروتر نمايند ، زيرا كه به سبب مخالطت و مزاوجت با مردم گرجستان و چركس ، بر حسن اندام مردم ايران افزوده است . بنابراين اگر ما نسل ايرانيان قديم را كه در گجرات و بمبئى مقام دارند ، و بلاشك خون ايشان مخلوط نشده است ، به علت اينكه مزاوجت با طائفهء ديگر نمىكنند ، با مردم حال قياس كنيم ، و ظاهر اين طائفه را بعد از هزار و صد سال سكونت در هواى گرم و تغيير كلى در بشره و اعضا كه لازم اين نوع تبديل افتاده است ، بايد گفت كه مردم قديم ايران از خلق حال كه از زمان يزدجرد نسلشان با صد طائفهء ديگر آميخته است در نظر فروتر نه ، بلكه بهتر بوده‌اند .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 170 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت