تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كه ، هنوز برپا يا آثار آن برجا است ، لاكن بايد ملاحظه شود كه از جميع خرابها و آثارى كه در اطراف مملكت است ، بجز بند كارون در شوشتر عمارتى كه در حقيقت به جهت فائدهء عموم ملت كرده باشند كم است . آثار سراهاى پادشاهى و بقاياى صور و تماثيل ، فقط دلالت بر اين دارد كه سلاطين مقتدر و متمول بوده‌اند نه اينكه رعيت آسايش داشته يا تربيت شده‌اند . مقصود از جاه‌طلبى در جميع سلاطين مشرق اين است كه ، با تجمل زيست كنند و نامى بزرگ بگذارند و تجمل را در شكوه و شأن و شوكت شخصى و سراهاى عالى دانند ، و نام و شهرت را در فتح بلاد . اين است غالب آمال سلاطين ، مثل كيخسرو و اردشير و نوشيروان و چنگيز و تيمور و نادر . و پرواضح است كه به جهت اجراى اين‌گونه مطالب ، پادشاه طبيعت شخصى او هرچه باشد ، بايد حاكم على الاطلاق باشد ، و رعيت او مقيد به قيد رقيت و از عالم آزادى بىخبر باشند . و در اينكه ايران از اول امر تابه‌حال در تحت اين قسم حكومت بوده است ، هيچ مجال شك نيست ، بلى در بعضى اوقات اميران پركنه و سران قبايل ، گردن از اطاعت سلطان پيچيده علم استقلال برافراشته‌اند ، لاكن چون اصل مرام و مقصد پيشينيان از اقتدار چنان كه مذكور شد ، همه خودبينى و كامروائى بوده است ، لابد بايد گفت ، اينان نيز به طلب همان مقاصد سر برداشته‌اند . بناءعلىهذا ، در اندك تأمل ، معلوم مىشود كه طلب اقتدار اين طايفه را جز جمعيت جباران و خرابى رعايا به سبب نزاع ملتى هيچ اثر و ثمر ديگر نبوده است . در كتب يونانيان مسطور است كه : مردم ايران در قديم الايام مردمى دانشمند و حكيم بوده‌اند و حكومتى با عدل و انصاف داشته‌اند . و در تورات نيز مذكور است كه ، قواعد و قوانين اهالى ميديا و ايران تغييرپذير نبود . هركس وقايع عديدهء تاريخيه كه از مورخين يونان منقول است ، مطالعه كند ، دريافت خواهد كرد كه آنچه ايشان نقل مىكنند ، مخالف با آنچه ما بيان كرديم نيست ، لاكن بايد به دقت ما بين وقايع حقيقى و افسانهائى كه در كتب ايشان است ، فرق كرد .