تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
يكى از صاحب منصبان دولت انگريز در سنهء هزار و هشتصد و ده عيسوى ، به آن صفحات سفر كرده و تعريفى كرده است ، از آن جمله در باب سيستان مىگويد كه : سيستان بايد وقتى به بزرگى اصفهان بوده باشد ، خانه‌هاى آن را با خشت خام بنا نهاده‌اند ، و سقف خانه‌ها را چون گنبد زده‌اند . شهر جلال‌آباد در ميان اين خرابها است ، و قريب دو هزار نفر سكنهء آن است . والى آنها بهرام خان است كه خود را كيانى مىخواند و از نسل كيان مىداند . صاحب مشار اليه قبيله‌اى را ديده است كه نوشيروان نام داشته‌اند ، و بر دره‌اى عبور كرده كه آن را سهراب مىخوانده‌اند ، و از شهرى گذشته كه نام آن كيقباد بوده . بالجمله ، جائى كه وقتى محل سلاطين و صناديد بوده ، امروز ملاذ و مأمن مشتى از طوايف است كه جز تاخت و تاراج پيشهء ديگر ندارند . در ولاياتى كه در حدود آن واقعند ، مثل مكران و بلوچستان ، كم است علامتى كه بتوان دانست كه گاهى از آنچه ديده مىشوند بهتر بوده‌اند . نظر در آثار قديمهء ايران منجر به ملاحظهء رسوم و عادات اهالى و سكنهء اوايل آن مملكت است ، لهذا مختصرى نيز در اين باب مرقوم مىشود . از ايام پيشين هنوز علامات به‌قدرى باقى است كه سبب اعتقاد به اين معنى مىشود كه ، مردم نخستين ايران در جميع صنايع و علومى كه باعث انتظام امور ملك و ارتباط جمهور ملت مىشود به خوبى ترقى كرده بودند ، و در تحت حكومت بعضى از سلاطين رفاه و آسايشى داشته‌اند ، كه از آن زمان ديگرباره نديده‌اند . اگرچه بر اين مطلب كليتا چنان اتفاق است كه شك كردن در آن مكابره مىنمايد ، لاكن بحث و فحص هيچ‌وقت ضررى به حقيقت نمىرساند ، و هيچ جزء تاريخ از جزئى كه متعلق به وضع حكومت و رسوم و عادات ملت است ، زياده قابل تجسس و تفحص نيست . مبناى بسيارى از دلايل اثبات ترقى اوايل ايران بر وجود عماراتى است