و چهار عرض آن است . بر بالاى كمان طاق در وسط ، صورت هلالى است ، و در هرطرف تصوير ملكى است كه در يك دست عقدى يا تاجى و در دست ديگر جامى دارد . صورتى كه بر طرف راست است ، بالنسبه تمام است ، ولى از صورت سمت چپ جز دست و بازوئى باقى نيست ، به جهت اينكه پارهاى بزرگ از كوه افتاده است .
و چنين مىنمايد از تركيب كوه ، كه بايد بعضى صور و آثار ديگر بالاى آن بوده باشد ، الا اينكه مرور زمان آن را خراب كرده است . در قعر اين غار تمثال عظيمى است از مردى تمام سلاح كه بر اسبى سوار است و ، سه صورت ديگر بالاى آن است ، مانند سه شخص ايستاده ، لاكن چنان محو شدهاند كه چيزى جز خطوط و حدود آنها معلوم نيست . در سمت راست زنى است كه تاجى در دست راست دارد ، و به سمت مردى كه در ميان ايستاده است دراز كرده ، چنان كه گوئيا تاج را به او مىدهد و ، در دست ديگر جامى دارد ، مثل اينكه بخواهد شراب به كسى بدهد ، و بر بالاى سر تصويرى كه در ميان است صورت هلالى است ، و مىنمايد كه ، در دست راست حلقهاى به مشاركت صورتى كه در دست چپ است گرفته است . و در دست چپ شمشيرى راست كه نوك آن را بر زمين نهاده و در ميان دو پاى خود دارد . تمثالى سمت چپ جامهء بلند دارد لاكن نمىتوان معلوم كرد كه در دست چپ چه دارد ، صورتش هنوز برجا است ، ريشى طويل دارد و بر سر او خودى است و بر آن كرهاى است . و اطراف اين غار از تصاوير خرد پر است . در يك طرف صورت شكار گراز است در كنار رودى ، و شكارچيان بعضى در كشتىهاى كوچكند و بعضى بر فيلها سوارند ، و در طرف مقابل همان صور را نقش كردهاند بر اسب و فيل ، چنان كه عقب آهو كردهاند . و اقسام تماثيل ديگر در طاق بستان است .
سيلوستروساسى كه از علماى فرانس است و در پهلوى رنج برده است ،
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٦١