تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

بند كارون

و يكى از آن آثار عظيمه‌اى كه يادگار بزرگى ايران است ، بندى است كه در نزديكى آن شهربانى آن بر رود كارون بسته است به جهت برگرداندن مجراى آب به نوعى كه به كار زراعت بيشتر برخورد و ، اين بند را از سنگهاى تراشيده ساخته كه به آهك ضم و با بندهاى آهن مستحكم نموده‌اند . عرض آن بيست پا و طول آن از هزار و دويست كم نيست . گويا جميع اين بند يك‌پارچه است ، مگر درميان كه دو چشمهء كوچك ساخته‌اند تا قدرى از آب رودخانه هم به قرار سابق خود بگذرد ، و اين بند بيشتر قابل التفات است ، به‌جهت اينكه در همهء آثار قديمه غالبا همين يكى است كه براى فائده ساخته‌اند ، و همانا به همين سبب از همه درست‌تر و بهتر برجا مانده ، و اندك خرابى كه به مرور از آب كارون به آن رسيده بود ، چندسال قبل تعمير شده و تا هنوز كما فى السابق صحراى دزفول را هميشه سبز و خرم دارد . شهر شوشتر اگرچه به حالت قديم باقى نيست ، لاكن هنوز دار الملك پركنه‌ايست ، در پاى كوهى واقع شده است و رود كارون از پيش آن مىگذرد و راه آمدوشد به كنارهء ديگر رود ، از پلى است كه بر آن بسته‌اند ، و آن پلى است كه مبناى آن بر يك طاق است و ، بيش‌از هشتاد پا ارتفاع آن است . و در جانب مغرب شوشتر ، در سى و شش ميلى ، خرابهاى شوش قديم يافت مىشود ، و خرابهاى مزبور ما بين دزفول و كنارهء شرقى رود قراسو افتاده است ، كه در آن كناره تا دوازده ميل يا بيشتر مىرود و ، اين ويرانها مثل خرابهاى بابل همه بناهاى بزرگ است كه از آجر و سفال ساخته شده است . كينير صاحب ، در كتابى كه در جغرافياى ايران نوشته است مىگويد : در مسافت قليلى از قراسو بناى بزرگى است كه محوطهء آن قريب يك ميل است ، و ارتفاع آن به خط مستقيم تقريبا صد پاست . و در عقب آن يكى ديگر است ، كه
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 159 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت